در مجموعه موارد و مطالبي كه در بخشهاي پيشين نوشته شد، سرآغاز شناخت و ساخت جامعه الگو را، از توجه به واقعيات موجود و عنايت به نقاط قوت و ضعف حاكم بر آن و همچنين فرصتها و تهديدهاي مرتبط، و از ضروريات پرداختن به اين گونه نكات، دانسته و بر آن بوديم كه بيتوجهي به انواع و اقسام واقعيات متصلب موجود و صرفا دل در گرو مباحث آرماني داشتن، ميتواند مسير ما را به سوي ايجاد جامعه الگو با كندي در حركت و طولاني شدن در مسافت مواجه سازد.
بعد از اين مرحله، نوبت طراحي و معماري جامعه الگو رسيد و ما، طرحي همچون قانون اساسي را به عنوان معماري جامعه الگو مطرح و سپس به ساخت و ساز آن، منطبق بر سازه و پايهها و چگونگيهاي احداث يك بناي رفيع و برخوردار، از قابليت نمونه بودن مبادرت نموديم و در اين ارتباط، جامعهاي با مختصات و ويژگيهاي معين كه عمده آنها معرفي شد، ساختيم. اكنون بر آنيم كه ضمن تاكيد بر يكتا و يگانهنبودن سازه و طراحي جامعه الگو و امكان ايجاد جامعههاي الگوي متفاوت اما اسلامي، اضافه کنيم كه ميتوان بر قامت آنچه آمد نظريهاي كلان را استوار نمود و آن هم اين مقوله است كه «جامعه الگوي اسلامي ـ ايراني با عامل شدن آحاد مردم به آموزههاي اسلام متجلي ميشود» و چنين جامعهاي براي اين كه از قوه به فعل برسد، در واقع بايد همان مراحل و دقايقي را كه برشمرده شد رعايت نمايد. لذا فهم و ادراك درست و كارشناسانه و بياعوجاج از دين مبين اسلام و يقين پيدا كردن به اين ادراك، چنانچه پايه و مبناي اعتراف و اقرار به قابليتهاي دين براي ايجاد نظامهاي متنوع از جمله اقتصادي، اجتماعي، فرهنگي، سياسي، قضايي و نظامي گردد ـ نظامهايي كه با يكديگر سازگاري دروني داشته و هدف نهايي تاسيس جامعه الگو را پيگيري ميكنند ـ و آن گاه عمل و اقدام براي آنچه بر بيان و نوشته تعيين شده ميرود، آغاز گردد در آن صورت است كه در واقع همه عوامل دست در دست يكديگر در كار ساخت و ساز و تكامل جامعه الگو هستند.
نظريه عنوان شده با آنچه از ناحيه خداوند در قرآن مجيد مطرح شده هماهنگ و سازگار است و يقيني محسوب ميگردد. البته تلاش انسان و مسووليت او براي ساختن چنين مهمي، شرط لازم موضوع است؛ شرط لازمي كه خود مقيد به بسياري از نكاتي است كه ما در اين مجموعه به آنها پرداختيم و هرچند به اختصار، اما در حد اشاره مورد تذكر قرار داديم. اراده پروردگار عالم بر آن است كه بر مستضعفان منت گذارده و آنان را جانشين و وارث بر زمين قرار دهد تا به عدل و داد حكومت كنند و به محو ظلم و ستم بپردازند. آرمان مسلمان ايراني، نايل شدن به اين مقصود و مقصد الهي و معنوي است؛ مقصود و مقصدي كه در عين برخورداري از جوهرهاي روحاني، بيانگر برآورده شدن اهداف مادي و تحقق جامعهاي پيشرفته است، كه در آن ابزار مادي نايل شدن به معنويت هم بخوبي و به اندازه، تعبيه شده است. ما درصدد تاسيس چنين اجتماع و جامعهاي هستيم و در تجديد عهد روزانه خود با آن امام منتقم و پيشواي حي و اميد عدالتطلبان براي برپايي ولو نسبي جامعهاي تقلا و كوشش ميكنيم كه با اهداف جامعه مهدوي همسو باشد، هرچند درجات نازلتري از آن را شامل ميشود.
برچسبها: الگوی پیشرفت, الگوی اسلامی ایرانی

