هشدارهای دکتر حسن سبحانی در مورد فاز دوم هدفمندسازی:
کسادی توام با افزایش قیمت ها را خواهیم داشت
فاز دوم هدفمندسازی مجددا بازار ارز و طلا را ملتهب می کند
حسن سبحانی، از زمره اقتصاددانانی است که پیش از اجرای هدفمندسازی یارانه ها با اجرای این طرح مخالفت خود را صراحتا اعلام کرده بود. با وجود این، پس از شروع این طرح وی دیگر حرفی از آن مخالفت های پیشین خود نزد و دیگر در مقام یک منتقد، نگرانی های خود در مورد نحوه اجرای هدفمندسازی یارانه ها را ابراز کرد. نگرانی هایی آن روزهای این استاد دانشگاه، در سال گذشته با وقوع اتفاقاتی مانند نوسان نرخ ارز و طلا به وقوع پیوست. تعبیر خودش از آن اتفاقات هم این بود که این نوسانات پس لرزه های هدفندسازی یارانه ها بوده است. حال که در آستانه اجرای فاز دوم هدفمندسازی یارانه ها هستیم این عضو هیات علمی دانشگاه تهران نسبت به اجرای این طرح نگرانی های خود را ابراز می کند و هشدار می دهد: با ادامه روند فعلی کسادی توام با افزایش قیمت ها را خواهیم داشت و از سوی دیگر این وضعیت می تواند بازارهای ارز، طلا و مسکن را دوباره ملتهب کند. متن کامل گفت وگوی وی با روزنامه آرمان را می خوانید:
ـ طبق آنچه تاکنون فعالان بخش خصوصی اظهار کرده اند به نظر می رسد با اجرای فاز اول هدفمندسازی یارانه ها تولید چندان وضعیت مناسبی ندارد. فکر می کنید برای ادامه طرح هدفمندسازی یارانه ها چه اصلاحاتی باید مدنظر قرار بگیرد؟
از دو منظر می توان به این قضیه نگاه کرد. یک منظر که از نگاه بنگاه می توان داشت این است که بگوییم اگر دولت می خواهد کشور را بنگاهی اداره کند، یک بنگاه به ملاحظات، هزینه ها و درآمد فقط خودش توجه می کند. نه این که اصلا توجهی به پیرامونش نداشته باشد اما بعضا سازوکاری را اتخاذ می کند که بنگاه او خوب اداره شود. یک نگاه هم نگاه سیستمی و کلان است که دولت ها باید اتخاذ کنند و آن هم این است که یک پدیده، یک قانون و یک فعالیت اقتصادی به خودی خود نباید برای آن ها هدف باشد. باید در مجموع برآیند فعالیت های اقتصادی مثلا در ارتباط با اهداف کلان اقتصادی مدنظر باشند. البته خود آن هدفهای کلان هم در ارتباط با بخش های سیاست و فرهنگ معنادار و عملیاتی می شود. قاعدتا هدفمندسازی یارانه ها جزیی از مجموعه سیستم اقتصادی و اجتماعی کشور است. همسویی سیاست ها و کارکرد پدیده ها با هم به نحوی که اهداف کلان کشور را تامین کند یک فرضی است که اگر خلاف آن اتفاق بیفتد موجب تردید در تصمیم گیری عقلایی تصمیم گیرنده می شود. با این مقدمه می خواهم بگویم همواره چنین بوده که عمده افراد گفته اند مسئله اقتصاد امروز ایران، مسئله تولید است؛ با همه حواشی که برای آن گفته می شود. اگر مسئله، تولید است و رشد تولید به عنوان یکی از اهداف با اهمیت کشور تلقی می شود قاعدتا بقیه سیاست ها و اتفاقاتی که در کشور مورد تصمیم گیری واقع می شود باید با ملاک های مختلف از جمله این ملاک بررسی شوند که آیا کارکرد آن با هدف کلان همسویی دارد یا نه. وگرنه که به نظر می آید ما کار غیرعقلایی انجام می دهیم. اگر فوایدی برای هدفمندی یارانه ها بشود ردیف کرد قطعا هزینه هایی هم برای هدفمندسازی یارانه ها می توان نوشت. این هزینه ها در ابعاد مختلف از جمله هزینه های تولید، خودش را نشان می دهد. بدون هیچ تردیدی افزایش قیمت حامل های انرژی هزینه تولیدکننده را افزایش می دهد. تنها چیزی که مورد بحث است این که به یک نسبت ممکن است هزینه های تولیدکننده ها را افزایش ندهد. آن هایی که تکنولوژی هایی را دارند که از انرژی بیشتری استفاده می کنند بیشتر از این بابت هزینه های آن ها بالا می رود و آن هایی که ممکن است با تکنولوژی هایی کار کنند که کمتر انرژی بر باشد ممکن است کمتر آسیب ببینند. اما در این که هزینه افزایش پیدا کند شکی نیست. اگر نگوییم افزایش هزینه، سرمایه گذاری را کاهش می دهد، حداقل می توانیم بگوییم که سرعت رشد سرمایه گذاری را کم می کند. این دیگر حداقلی است که می توان گفت. پایین آمدن سرعت رشد سرمایه گذاری به معنای کاهش تولید است که این خودش با هدف کلان کشور ناهمسویی دارد. بنابراین به لحاظ عقلانی کاری که هزینه های تولید را بالا می برد، چون با سیستم فعالیت های اقتصادی و هدف های آن سازگاری ندارد از توجیه قابل قبولی برخوردار است.
ـ فکر می کنید هزینه های این طرح به اندازه منفعت های آن نبوده است؟
حقیقتش دولت باید اطلاعات زیادی را منتشر کند تا بتوان در این مورد صحبت کرد. مشکلی که وجود دارد این است که یک فضای سنگین یک سویه از تبادل اطلاعات از طرف دولت وجود دارد و مثلا در یک رسانه گسترده ای مثل سیما یا رادیو دولت یک طرفه این اطلاعات را مبنی بر توفیق مطرح می کند. هیچ موقع یک نقد منصفانه اتفاق نیفتاده که هزینه ها مطرح شوند یا دولت هزینه های آن را مطرح کند. ما بدون داشتن اطلاعات، واقعا نمی توانیم بدانیم هزینه چقدر است. اما اگر به عنوان نمونه مثلا بودجه سال 90 را ملاک بگیریم، در آنجا محاسبات کارشناسی نشان می داد که مثلا حدود 40 هزار میلیارد تومان پرداختی به خانوارها با عنوان یارانه وجود دارد. از این میزان، حدود 26 هزار میلیارد تومان از طریق افزایش قیمت حامل های انرژی تامین می شود و بقیه آن اگر نگوییم که از محل استقرار از بانک مرکزی و مراکز دیگری تامین شده، حداقل باید بگوییم از محل یارانه هایی که در بودجه 90 پیش بینی شده بود پرداخت نشده بود. چون هنوز هم در بودجه یارانه های وسیعی وجود دارد. برای سال 91 هم بیش از 13 هزار و 600 میلیارد تومان یارانه در بودجه پیش بینی شده و دولت از این محل هم می خواهد یارانه پرداخت کند. این میزان برای یارانه مستقیم است که در ردیف های متفرقه اعتبار لحاظ شده است. بنابراین به نظر می آید با آمارهایی که منتشر شده در سال 90 حدود 14 هزار میلیارد تومان مابه التفاوت پرداختی فقط به خانوارهاست که قاعدتا از محل پول نفت تامین می شده که این محل پول نفت ممکن است از محل تخصیص اعتبارات عمرانی یا استقراض از بانک مرکزی یا جاهای دیگر هم باشد. از آن گذشته، هرچند قانونگذار سهم 20 درصدی را برای دولت در نظر گرفته بود اما دولت با افتخار بیان می کند که سهم خود را نمی خواهد؛ گویی که دارد بذل و بخشش می کند که این مطلب ساده انگارانه ای است. وقتی در فضای افزایش قیمت ها شما با سطح عمومی قیمت های بالارفته مواجه هستید، ارائه خدمات دولتی هم گران تمام می شود. یعنی خدمات، آموزش و حمل و نقل گران می شود. وقتی که مبلغی بابت جبران این گرانی ندهید کیفیت ارائه خدمات دولتی کاهش می یابد. بنابراین در مورد مصرف کنندگان من گفتم 15 هزار میلیارد تومان باید از جایی دیگر تامین شده باشد. در مورد خدمات دولتی هم باید عرض کنم آنچه که یقین است این که، با افت کیفیت خدمات به نسبت سال گذشته مواجه هستیم اما باید سنجش و اندازه گیری شود که این افت کیفیت خدمات به لحاظ عدد و رقم چه میزان می شود. در مورد تولید هم که یارانه تولیدی پرداخت نشده، البته دولت مدعی است که پرداخت کرده و آن هم می گوید که مثلا قیمت گازوئیل باید 350 تومان می شد اما چون من با قیمت 150 تومان می دهم، پس 200 تومان از آن ها نمی گیرم. این نگرفتن ها را تحت عنوان یارانه حساب می کند که از لحاظ اقتصادی قابل قبول نیست.
ـ طبق آنچه که تاکنون مطرح شده، برای فاز دوم هدفمندسازی قرار است قیمت نفت سفید، نفت کوره،CNG و گاز طبیعی به همراه آب و برق به قیمت تمام شده و بنزین و گازوئیل به قیمت فوب خلیج فارس برسند. با این اتفاقات طبیعتا مجددا هزینه های تولید افزایش می یابد. فکر می کنید با ادامه افزایش هزینه های تولید چه اتفاقاتی برای بخش تولید رخ خواهد داد؟
اگر ما فرض کنیم در سایر امور اقتصادی گشایشی رخ ندهد و فقط این ها افزایش پیدا کنند، قاعدتا این افزایش هزینه های تولید منجر به کاهش تقاضا برای سرمایه گذاری، کاهش رشد اقتصادی، کاهش اشتغال و رشد نکردن تقاضا به اندازه کافی برای تازه واردین به بازار کار می شود. آن وقت این موضوعات از طریق کاهش عرضه، باعث افزایش سطح عمومی قیمت می شوند. چون بعید است که این عرضه به اندازه تقاضا کم شود. چون افراد معمولا تقاضای خود را حفظ می کنند و وقتی هم که جمعیت بیشتر می شود تقاضا اضافه هم می شود. بنابراین اگر اتفاق ویژه ای جز همین نیفتد انتظار می رود سطح عمومی قیمت ها افزایش پیدا کند.
ـ در واقع به رکود تورمی دامن زده می شود؟
بله. حالا اگر کلمه رکود را خیلی دقیق به کار نبریم، می توان گفت کسادی توام با افزایش قیمت خواهد بود. چون معمولا یکی از ویژگی های رکود کاهش قیمتهاست. از سوی دیگر این وضعیت می تواند بازارهای ارز، طلا و مسکن را دوباره ملتهب کند. به دلیل اینکه سرمایه گذار به دنبال یک فضای امن است. یعنی همان اتفاقی که در سال گذشته رخ داد. یعنی قطعا بین افزایش های قیمت بین بالا بردن هزینه تولید و رشد و صعود قیمت طلا و ارز و در مرحله بعدی مسکن می شود رابطه مستقیم برقرار کرد.
ـ شما در مورد نوسان نرخ ارز و طلا در سال گذشته تعبییری به کار برده بودید که این نوسان ها، پس لرزه هدفمندسازی یارانه هاست. بار دیگر فکر می کنید اتفاقات این چنینی ناشی از هدفمندسازی یارانه ها رخ خواهد داد؟
در حقیقت همین طور است. این ها پیش گویی نیست بلکه منطق اقتصاد است. اگر رخ ندهد باید تعجب کرد.
ـ برخی اقتصاددانان از جمله دکتر مومنی اعتقاد به پدیده بهمن تورمی در کشور دارند که بالاخره زمانی تورم شدیدی خود را نشان خواهد داد. شما در این مورد چه اعتقادی دارید؟
اگر شرایطی که ما در آن هستیم به لحاظ سیاسی و اقتصادی تغییری نکند با فرض این که تغییری نکند و روند مرحله دوم هدفمندسازی یارانه ها در جهت افزایش قیمت حامل های انرژی حرکت شود، به صورت منطقی هزینه های تولید برای تولیدکننده بالا می رود و با عنایت به فقدان برخی از شرایطی که در مرحله اول بود مثل استفاده از موجودی های انبار یا برخورد تعزیراتی، به نظر می آید روند افزایش قیمت ها قابل اعتنا شود. به نظر می آید که به این موضوع باید منطقی تر توجه کرد و شرایط موجود را شبیه سازی با مرحله اول نکنند.
ـ با توجه به تورم 20 درصدی اعلام شده دولت، فکر نمی کنید تاکنون این گونه بوده که تورم اصلی خود را نشان نداده است؟
برخی اقدامات مانند واردات کالا یا آمادگی دولت برای عرضه کالا، همکاری صنوف مختلف برای افزایش نیافتن قیمت ها در چند ماه اول اجرای طرح و مبالغ 100 درصدی یارانه ها که در اختیار مصرف کننده قرار گرفت کمک کردند که افزایش قیمت ها به سرعت رخ ندهد و مصرف کننده در توهم درآمدی خودش تا مدت ها بماند. این ها در محاسبه شدن نرخ تورم موثر بوده است.
ـ پس، به اعتقاد شما در حال حاضر این توهم درآمدی از بین رفته و مردم به واقعیت پی برده اند؟
برای بخش هایی از جامعه مثل طبقات شهری یا حتی برخی از طبقات بالایی درآمدی باید قدرت خرید دریافتی های یارانه ای از بین رفته باشد. البته هنوز برخی اقشار هستند که احساس می کنند آنچه دریافت می کنند بیشتر از آن چیزی است که هزینه می کنند.
ـ در ابتدای این گفت وگو اشاره ای به هزینه های هدفمندسازی یارانه ها شد، فکر می کنید این طرح به اندازه طرح تعدیل اقتصادی به اقتصاد کشور هزینه تحمیل کرده است؟
ببینید طرح تعدیل اقتصادی زمانی رخ داد که شرایط اقتصاد ایران شرایط فعلی را نداشت. در آن موقع هم به واسطه پیش بینی نکردن نحوه عکس العمل نظام با تورم های نزدیک به 50 درصد آن وضعیت متوقف شد و این طرح هم هزینه های شروع خود را و هم هزینه های پایان خودش را بر جامعه تحمیل کرد. البته در گذر زمان اجزای مختلف طرح تعدیل اقتصادی متوقف نبوده است. مثل واگذاری های وسیعی که تحت عنوان خصوصی سازی انجام شد یا پایین آوردن تعرفه ها در گمرک برای واردات کالاهای خارجی و همین طور تلاش برای کوچک کردن اندازه دولت. می خواهم عرض کنم طرح تعدیل در مرحله اول طی دهه 70 درست عقب نشینی کرد اما هیچگاه متوقف نشد. طی این 17 و 18 سال گذشته همواره در کار بوده اما در هر مرحله ای عنصری از تعدیل پررنگ بوده است. گاهی خصوصی سازی، گاهی پیوستن به سازمان جهانی تجارت و گاهی هم مثل اکنون افزایش حامل های انرژی که حالا تحت عنوان هدفمندسازی یارانه ها بوده است.
ـ اما آنچه که حداقل شاید بتوان گفت در ظاهر برای طرح تعدیل اقتصادی رخ داد، توقف آن بوده است. فکر می کنید چقدر احتمال دارد طرح هدفمندسازی یارانه ها سرنوشتی مشابه با طرح تعدیل اقتصادی پیدا کند؟
آثار هدفمندسازی یارانه ها به نظر من شدیدتر از آثار طرح تعدیل اقتصادی بوده که طی 15 سال گذشته رخ داده است. دلیل آن هم این است که سرعت افزایش قیمت ها خیلی زیاد است و چون عناصری که در طرح تعدیل اقتصادی در کار هستند با هم هماهنگ نیستند بنابراین آثاری که برجای می گذارند به خاطر ناهماهنگی، بیشتر از وقتی است که این سیاست به صورت هماهنگ انجام شود. البته تفاوت در زمان و موضوعات را باید در نظر گرفت و با توجه به آن ها مقایسه ممکن است؛ کاری که باید برعهده یک مطالعه میدانی باید گذاشت.
ـ پیش بینی شما در این مورد چیست که طرح هدفمندسازی یارانه ها سرنوشتی مشابه طرح تعدیل اقتصادی پیدا می کند؟
بستگی به سیاستی دارد که مسئولان کشور اتخاذ کنند. اگر سیاست ادامه دادن یارانه ها به مردم و افزایش قیمت حامل های انرژی باشد؛ کما این که اکنون هست، سرعت گرفتن افزایش قیمت ها شکل خواهد گرفت. بالا رفتن هزینه تولید، پایین آمدن نرخ رشد سرمایه گذاری و پایین آمدن عرضه کالا که خود این ها به افزایش قیمت ها کمک می کند و بالا رفتن دستمزدها و بیکار شدن بخشی از کارگران و از این قبیل هم آثار آن خواهند بود. البته اگر سیاست ها عوض شود؛ یعنی مثلا افزایش قیمت ها اتفاق نیفتد و مثلا در تامین اجتماعی یا آموزش یا پرداخت یارانه ها به دهک های خیلی نیازمند اصلاح شود، طبیعی است که آثار آن خیلی متفاوت خواهد بود. باید منتظر بمانیم که مسئولان ذی ربط چه تصمیماتی مبتنی بر عقلانیت آن اتخاذ می کنند؟