افتتاح رسمی پایگاه شخصی اطلاع رسانی دکتر حسن سبحانی


ادعاهايي مبني بر كاهش مصرف حامل هاي انرژي يا توزيع بهتر درآمد بين طبقاتي از مردم مطرح مي شود كه من فكر مي كنم واقعيت ندارد.
در
حال حاضر دولت و نمايندگان مجلس به طور غيررسمي به دنبال فراهم كردن يك
بسته حمايتي براي اقشار ضعيف جامعه هستند و اين اتفاق در شرايطي مي افتد كه
مسوولان دولتي عنوان مي كنند كه توزيع درآمد به ويژه براي اقشار كم درآمد
به واسطه يارانه ها بهتر شده است
نرخ ارز ما بايد عددي باشد كه اين عدد
مشوق توليد باشد. من جزو كساني نيستم كه به تك نرخي شدن ارز در شرايط تحريم
و مشكلات اقتصادي دلخوش كنم، اينها حرف هاي فضايي است كه در آن مشكلي وجود
ندارد. در يك چنين شرايطي تك نرخي شدن ارز مطلوب است، اما ما هيچ يك از
شرايط را نداريم و بالابردن نرخ ارز به عنوان تك نرخي مانند اين مي ماند كه
دولت فقط گليم خود را از آب بيرون مي كشد
چند سالي است كه از عدم حضور
او در خانه ملت مي گذرد و فقط به حضور در طبقه چهارم دانشكده اقتصاد
دانشگاه تهران بسنده كرده است تا در قامت يك استاد دانشگاه به نقد مسائل
اقتصادي بپردازد: البته شنيده مي شود كه قصد كانديد شدن در رياست جمهوري
يازدهم را دارد و خود او نيز اين موضوع را رد نمي كند. حسن سبحاني، از
نخستين فارغ التحصيلان دكتراي اقتصاد در دانشگاه هاي ايران است كه در طول
سال هاي گذشته، در گروه منتقدان و حتي مخالفان اجراي قانون هدفمند كردن
يارانه ها قرار داشت. حال پس از گذشت دو سال از اجراي اين قانون، با ارائه
آمار و ارقام نشان مي دهد كه اين قانون نتوانست به اهدافي كه دنبال مي كرد،
برسد.
در حال حاضر هدفمند
كردن يارانه ها به اصلي ترين موضوع كشور تبديل شده و در كنار آن، پس از
گذشت دو سال از اجراي مرحله اول اين قانون، تاكيدها روي اجراي فاز دوم است.
در حالي كه در كنار قانون هدفمندي يارانه ها، سياست هاي ديگري همچون قانون
برنامه پنجم توسعه و حتي 6 محور ديگر طرح تحول اقتصادي مطرح است كه همه
آنها به نوعي در حاشيه قرار گرفته است. آيا واقعا در اقتصاد ايران فقط بايد
يارانه ها هدفمند شود؟
"وقتی واقعیتهای اقتصادی شناخته نشود در آن صورت بسیار کسانی که در قالب
جراحی اقتصادی به قصابی اقتصادی میپردازند باعث میشوند اوضاع بهتر نشود"
"سیاست تعیین نرخ ارز مبادلهای بهمنزله میخهایی بر تابوت تولید است"
"بین توانمند کردن تهیدستان و پول تقسیم کردن بین آنها تفاوتهای عمدهای وجود دارد، حقیقتی که فهم آن در غربت اتفاق میافتد".
این دیدگاهها و موضعگیریهای اولین فارغ التحصیل دکترای اقتصاد از
دانشگاههای ایران است که سه دوره در مجلس با دقت نظر ویژه بودجه دولت را
پیگیری کرده و نسبت به ریال به ریال آن حساسیت نشان داده است.
کسی که بههمراه دکترین توکلی و نادران و مصباحیمقدم تیم اقتصادی تشکیل دادند تا به مسایل اقتصادی در مجلس نگاه علمیتری حکمفرما شود.
کسی که وقتی برای ما از گزارش تفریغ بودجه و نوع نگاه مجلس و مجلسیان به آن توضیح میداد صدای دورگهاش کاملاً نشان میداد چه بغضی کرده است. برای اینکه شدت ناراحتی و حساسیتش را به موضوع به ما توضیح دهد به داستان مراجعه به حضرت علی(ع) و درخواست شخصی از آنحضرت و خاموش کردن شمع بیت المال اشاره کرد و با همان صدای آرام اما بغضکرده گفت: گزارش تفریغ بودجه در واقع همان چگونه خرج کردن بیت المال است.
کسی که علیرغم این حساسیت و تخصص، عمر ریاستش بر کمیسیون برنامه و بودجه مجلس یک سال بیشتر طول نکشید، دکتر حسن سبحانی که بهتازگی برای نامزدی در یازدهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری هم اعلام آمادگی کرده است.
وی خود را مخالف سرسخت هدفمندی یارانهها نشان میدهد: "هیچگاه با قانون
هدفمندی یارانهها موافق نبودم". اینقدر نظرش نسبت به تبعات این قانون
منفی است که برای جلوگیری از اجرای این قانون به قوه قضاییه هم متوسل
میشود: "قبل از آنکه قانون شود طی نامهای سرگشاده به رییس قوه قضاییه آن
را جرمزا نامیدم و خواهان جلوگیری از تصویب آن تحت عنوان پیگیری از وقوع
جرم شدم".
نظرش در مورد اقتصاد ایران همقطاریهای گذشتهاش هم جالب و شنیدنی است.
اقتصاد ایران: در معرض همیشگی قصابیهای جراحینما
مجلس: شمشیر در نیام نگهداشتهشده
محمود احمدینژاد: صاحبمنصبی که بر قامت عدالت، بهجای برابری فرصتها، پیراهنی از اسکناس پوشانده.
احمد توکلی: سیاستمدار مصلحتجو
الیاس نادران: حقطلبی حرکتش میدهد اما مصلحتجویی متوقفش میکند
مصباحیمقدم: در وادی آزمونهای سنگین قرار گرفته است
شمسالدین حسینی: پیشنمازی که مأموم بودن را تجربه نکرده است
قانون بودجه: امامزادهای که مورد احترام متولیانش نیست.
این استاد متولد 1332 دامغان که تبحر خاصی در اصطلاح سازی دارد در اتاق کوچک و پر از کتابش میزبان ما بود .حاصل این گفتوگو را در ذیل میخوانید.
*طرحی که از اسم غلط ضربه خورد
تسنیم: موضوع گفتوگوی ما بیشتر قانون هدفمند کردن یارانهها است اما قبل از آن اگر موافق باشید در مورد طرح تثبیت قیمتها که خود شما از طراحان اصلی آن بودید اما در عین حال نقد زیادی به اسمش داشتید، صحبت کنیم.
سبحانی: با این مقدمهای که گفتید مشخص است دیدگاه بنده را در این زمینه
میدانید. اما در مورد طرحی که اشاره کردید، قیمت گذاری در اقتصاد ضوابط
خاصی دارد، اینطور نیست که در هر اقتصادی ولو اقتصاد آزاد، قیمت را عرضه و
تقاضا تعیین کند. وقتی بازار انحصاری است و یک انحصارگر خدمتی را به مردم
عرضه میکند بهخاطر تسلطی که این انحصارگر بر بازار دارد، دولت بسته به
نوع کالا مداخله میکند. هرچه آن کالا و خدمت مصرف عمومیتری داشته باشد
مداخله دولت معنادار تر میشود.
این مداخله در بازار انحصاری از طریق وضع مالیات یا تعیین قیمت توسط دولت
بهنفع جامعه صورت میگیرد. این مسئله در مورد شرکتهای خصوصی صدق میکند.
اما اگر انحصار توسط یک شرکت دولتی بهوجود آمده باشد (که معمولاً در این
مواقع برای سهولت خدمت رسانی به مردم این اتفاق میافتد) در این موقع تنظیم
معنای بیشتری پیدا میکند.
سال 84 که این طرح مطرح شد، بحث اصلی قیمت گذاری کالاهایی بود که عموم
مردم با آن ارتباط داشتند مثل آب و برق و مخابرات و غیره. نکته این بود که
شرکتهای کاملاً دولتی که انحصار بازار دستشان بود هر سال با نزدیک شدن به
عید حدود 15 تا 20 درصد قیمت خدمات و کالاهای خود را افزایش میدادند.
تسنیم: بدون مبنای دقیق و علمی؟
سبحانی: استدلال این بود که چون سال جدید شده باید قیمتها افزایش پیدا کند. در حالی که قیمت نتیجه تعاملات نیروهایی چون عرضه و تقاضا و خواست دولت بود، نمیشد گفت، با تغییر سال ضرورتاً باید قیمتها را بالا برد. بههمین دلیل ما بهاتفاق بعضی از دوستان طرحی دادیم که بر اساس آن شرکتهای دولتی باید برای افزایش قیمت کالا و خدمات خود استدلال میآوردند.
تسنیم: با کدام دوستان؟
سبحانی: دقیقاً یادم نیست ولی تقریباً همان گروه اقتصادی که ابتدای مجلس هفتم با هم همکاری داشتیم یعنی آقایان توکلی، نادران، مصباحیمقدم، خوشچهره که قسمت نشد تا پایان دوره با هم باشیم. در اصل این طرح از سوی افرادی که دلمشغولی مسائل اقتصادی آن زمان را داشتند مطرح و پیگیری شد. طبق این طرح باید شرکتهای دولتی برای افزایش شب عید قیمتهای خود استدلال و توجیه اقتصادی می آوردند. بههمین دلیل آن سال قیمت 9 قلم کالا در بودجه تثبیت شد. قرار شد اگر دولت قصد افزایش قیمت کالاهای یادشده را دارد باید برای مجلس استدلال بیاورد و توجیه اقتصادی داشته باشد.
تسنیم: و استدلال آورد؟
سبحانی: نه، دولت هیچموقع لایحهای نیاورد. از نظر ما هم این یعنی دولت هیچ استدلالی برای افزایش قیمتهای خود نداشت. چون هیچکس مانع استدلال دولت نشده بود. با این طرح قیمت بهمعنای عام کلمه برای همیشه تثبیت نشد، تنها تعدادی از کالاها یعنی آن 9 قلم که قرار شد دولت برای افزایش آن استدلال بیاورد تثبیت شد.
تسنیم: مبنای اولیه طرح چه بود؟
سبحانی: اصلاح یکی از مادهقانونیهای برنامه چهارم.
تسنیم: چهکسی اسم "طرح تثبیت قیمتها" را برای آن انتخاب کرد؟
سبحانی: آن زمان دو گروه در تغییر اسم مؤثر بودند ، یکی رئیس مجلس وقت بود که ناخواسته در مصاحبه شب عید خود اعلام کرد بهمنظور عیدی دادن به مردم طرح تثبیت قیمتها امسال اجرا میشود، البته ایشان منظوری نداشت. گروه دومی که در تغییر اسم این طرح نقش داشت، روزنامههای مخالف خطمشی سیاسی مجلس هفتم بودند. البته بعضی از اقتصاددانها هم این طرح را با اسم تثبیت قیمتها مطرح کردند در نتیجه این اسم روی این طرح ماند.
تسنیم: یعنی اسم از قبل مشخص نشده بود؟
سبحانی: چرا، مشخص بود. هرچند هنوز هم اسم واقعی آن طرح تثبیت قیمتها نیست. اسم مصطلح آن طرح تثبیت است اما در اصل اسم این طرح اصلاح ماده 3 قانون برنامه چهارم است.
تسنیم: چرا اینقدر روی اسم حساسیت داشتید؟ خیلی به آن ایراد گرفتید. اینقدر از انتخاب این اسم ناراحت بودید که جایی عنوان کردید: "قانون تثبیت قیمتها عنوان غلطی برای ایدهای صحیح و علمی و اصولی بود که از طرف غیرحرفهایها مطرح و پیش برده شد".
سبحانی: چون اسم غلط بود. غیر از اسم، محتوا و مبنایی که ما از ابتدا عنوان کردیم هم تغییر اساسی کرد، بههمان شکلی که مد نظر ما بود تبیین نشد. البته مهمتر از این دو مسئله، ایرادی بود که به این کار میگرفتند، میگفتند این کار علمی نیست، در حالی که در متون رسمی و تخصصی دانشگاهی هم همین روشها بیان شده است.
تسنیم: ولی عصبانیت شما به همین جمله ختم نمیشود، جای دیگری هم گفتید: "سیاسیون ناآشنا به اقتصاد باعث شدند این اسم روی این طرح گذاشته شود و بر این اساس باعث شدند بزرگترین ضربه را به این طرح بزنند".
سبحانی: بله، منظورم اسم مصطلح این طرح بود.

* یارانهای وجود نداشت که هدفمند شود
تسنیم: اگر اجازه بدهید برویم سراغ قانون هدفمند کردن یارانهها، بعضی معتقدند اگر طرح شما درست اجرا میشد دیگر نیازی به اجرای طرح هدفمند کردن یارانهها نبود.
سبحانی: خیر، در قانون هدفمندی یارانهها اهدافی بود که هیچ سنخیتی با طرح
اصلاح ماده 3 قانون برنامه چهارم نداشت. اول باید ببینیم هدفمندی
یارانهها چه هدفی را دنبال میکند؟ باید این موضوع روشن شود تا بعد ببینم
اگر آن اتفاق رخ میداد میتوانستیم به این اهداف برسیم یا نه. در مورد
هدفمندی یارانهها اهداف مختلفی گفته میشود مثلاً توزیع عادلانه درآمد یا
کاهش مصرف حاملهای انرژی یا واقعی کردن قیمتها. باید به این نکته توجه
داشت که افزایش قیمت باید توجیه داشته باشد. در جریان هدفمندی یارانهها
قیمت گازوئیل نزدیک ده برابر شد و از 16 تومان به 150 تومان رسید، قیمت
بنزین هم همین طور. اما آیا واقعاً با این افزایش قیمت، مصرف هم کاهش پیدا
کرد؟
بر اساس آمار ارائهشده در مورد بنزین، مصرف حدود 1.5 درصد کاهش پیدا
کرده در حالی که بهنظر من این آمار درست نیست. موقعی که هدفمندی شروع شد
مصرف گاز CNG (اگر آن را معادل بنزین محاسبه کنیم) 5 میلیون لیتر در سال
بود که در پایان سال 90 این رقم به 19 میلیون لیتر رسید. خودرو یا بنزین
مصرف میکند یا گاز ، اگر جمع بزنیم مشخص میشود این 62 میلیون لیتر در روز
عملاً 80 میلیون لیر است. چون باید گاز را هم محاسبه کنیم بنابراین فقط
شکل آن عوض شده و مصرف کاهش پیدا نکرده است. در مورد هدفهای دیگر این قانون
هم میتوان به همین شکل بحث کرد.
نکته دیگر اینکه دولتیها و بعضی افراد ناآشنا میگویند مصرف بنزین مثلاً
74 میلیون لیتر بود اگر قانون هدفمندی یارانهها اجرا نمیشد این میزان به
120 میلیون لیتر در روز میرسید بههمین خاطر چون قانون هدفمندی اجرا شده
این رقم به 62 میلیون لیتر رسیده است. البته باید تأکید کنم که مصرف بنزین
با احتساب گازوئیل 80 میلیون لیتر در روز است.
نکته دیگر آن که هدفمندی یارانهها آخر آذر 89 اجرا شد، قبل از اینکه
هدفمندی اجرا شود دو سال قبل سهمیه بندی بنزین مصوب شد و طی 2.5 سال با
توجه به سهمیه بندی، مصرف 74 میلیون لیتر بنزین به 59 یا 60 میلیون لیتر
کاهش پیدا کرد، بنابراین وقتی هدفمندی یارانهها اجرا شد مصرف بنزین 60
میلیون لیتر در روز بود که حالا به 80 میلیون لیتر در روز رسیده البته با
محاسبه گاز. بههمین خاطر این استدلال که هدفمند کردن یارانهها مصرف بنزین
را کاهش داده درست نیست چون این آقایان سهمیه بندی بنزین را جزو هدفمندی
حساب میکنند.
تسنیم: یکی از مواردی که دولتیها روی آن خیلی مانور دادند شجاعتشان در اجرای این قانون بود. آنها معتقد بودند چون دولتهای قبلی این شجاعت را نداشتند اجرا نکردند.
سبحانی: اول باید تعریف کنیم شجاعت چیست؟ باید بگویم شجاعت یعنی اینکه
کاری که دیگران بهدلایلی نکردند، یک نفر آن کار را انجام دهد. در این
قانون دولت چه کرده؟ هدفمندی یارانهها یک اسم بسیار غلط و بیمسمّا برای
این قانون است. بارها گفتم که حتی یک ریال یارانه انرژی در بودجه وجود
نداشت، بعضی میگویند دولت قبل از اجرای قانون هدفمندی یارانهها 100 هزار
میلیارد تومان یارانه میداد که 70 درصد آن به جیب 30 درصد مردم میرفت. من
معتقدم اصلاً چنین چیزی وجود نداشت.
موضوع اصلی این بود که حاملهای انرژی بهنسبت سایر کشورها ارزان بود و بر
این اساس دولت و مجلس تصمیم گرفتند قیمت حاملهای انرژی افزایش پیدا کند.
بنابراین اگر کسی میخواهد معنی دقیق هدفمندی یارانهها را بشناسد باید اسم
آن را بگذارد قانون افزایش قیمت حاملهای انرژی. عملاً هم همین است. خوب،
حالا باید دید افزایش قیمت شجاعت میخواهد یا نه؟
تسنیم: چرا دولتهای قبلی این کار را نکردند؟
سبحانی: دولتها و کسانی که این کار را نکردند از احتیاط ستودنی برخوردار
بودند. هرچند مشی اقتصاد سیاسی دولتهای پیشین هم نشان میدهد که آنها هم
سیستم را متناسب با اقتصاد ایران دنبال نکردند، ولی در این مورد خاص به این
نتیجه رسیدند که افزایش قیمت حاملهای انرژی، که مزیت نسبی تولید در
اقتصاد است چقدر ضایعات دارد بنابراین این کار را انجام ندادند. بنده اسم
این کار را احتیاط میگذارم.
مجلس که با در اختیار قرار دادن قانون به دولت کمک کرد تا هدفمندی
یارانهها اجرا شود، صورت مسئله را متوجه نشدند. بههمین دلیل کار که انجام
شد نه از روی آگاهی بلکه از روی نشناختن موضوع بود.
تسنیم: فقط مجلس شناخت نداشت؟
سبحانی: هم مجلس هم دولت.
تسنیم: دلیل مخالفتهای اساسی و محکم این روزهای مجلس با فاز دوم قانون هدفمندی یارانهها به همین دلیل است؟
سبحانی: وجدان عمومی و فطرت مجلس بهدلیل تماسی که با عموم مردم دارد بیدار شده. مجلسیها متوجه شدند که چه اتفاقی افتاده بنابراین میخواهند جلوی این کار را بگیرند. مخالفتهای شدید این روزهای مجلس بههمین دلیل است. اما متأسفانه آقایان وقتی سرشان به دیوار خورد متوجه شدند در حالی که همان سالها من و امثال من این اتفاقات را گوشزد کردیم.
تسنیم: این بحثها در مجلس هفتم هم مطرح شد؟
سبحانی: نه، بحث هدفمندی یارانهها از مجلس هشتم شروع شد.
تسنیم: ولی دولت اعتقاد داشت کار کارشناسی هدفمندی یارانهها از سالهای قبل شروع شده؟
سبحانی: خیر، در مجلس هفتم بحث این مسئله وجود نداشت. مهمتر اینکه عدهای آگاه به کُنه قضیه نبودند، الآن که به این مسئله آگاه شدند در تلاشند تا جلوی آن را بگیرند.
تسنیم: ولی مجلس بحث بیقانونی دولت را مطرح میکنند و فشار به مردم.
سبحانی: بله، بعضی مسایل را مطرح میکنند اما دلیل اصلی همانی است که گفتم. نتایج اجرای اینمدت قانون هدفمندی یارانهها آگاهشان کرد. متوجه شدند که تنها افزایش قیمت در این قانون اتفاق افتاد و منظور هدفمندی یارانهها نبود. متوجه شدند این کار باعث تعطیلی بعضی کارخانهها و زمینگیر شدن تولید شد. مردم کوچه و بازار هم زمینگیر شدهاند. از همه مهمتر قشر متوسط جامعه را که وزن سنگینی در مسائل سیاسی دارد، متحیر کرده است. مردم حیرتزده این افزایش قیمتها را مشاهده میکنند.
تسنیم: اینهمه ایراد به هدفمند کردن یارانهها! شما چه تعریفی از آن دارید؟
سبحانی: اگر یارانهای وجود داشته باشد، در تولید و مصرف تعاریف متفاوتی دارد. در بخش مصرف، یعنی دادن یارانه به کسانی که مستحق دریافت هستند و در تولید هم یعنی کمک کردن به تولیدکنندگانی که کالاهای اولویتدار تولید میکنند، البته اگر یارانهای باشد چون در مورد انرژی اصلاً یارانهای در بودجه وجود نداشت. ولی در مورد نان اینطور نبود. برای نان 4 هزار میلیارد تومان در ردیفهای متفاوت بودجه یارانه در نظر گرفته میشد.

* نامه به قوه قضائیه برای توقف هدفمندی
تسنیم: چرا در انرژی یارانهای وجود نداشت؟ بنزین 100 تومان، گازوئیل 16 تومان و ... این ارزانفروشی یارانه نبود؟
سبحانی: خیر، خودتان گفتید این ارزانفروشی است نه یارانه. صحبت این بود که برای مثال یک میلیون و 600 هزار بشکه بنزین بهقیمت بشکهای 4 دلار به داخل میدهیم که اگر این مقدار را به خارج صادر کنیم یا بهقیمت واقعی بفروشیم فلان میزان درآمد ما افزایش پیدا میکند پس یارانهای وجود نداشت.
تسنیم: چرا آقای احمدی نژاد علیرغم همه مخالفتهای کارشناسان به نحوه اجرای این طرح مصرّ به انجام آن شد؟
سبحانی: مسئله ریشهایتر از این حرفها است. ایراد کارشناسان فقط به نحوه
اجرا بود. ولی کارشناسی نبود که با خود هدفمندی یارانهها مخالف باشد. اول
باید بگوییم هدفمندی یارانهها باید اجرا میشد یا خیر؟ متأسفانه نظام
کارشناسی ما متأثر از اقتصاد و بازار آزاد، بدون توجه به اینکه شرایط نهادی
و واقعیتهای اقتصاد کشور چیست به دولت توصیه کرد این کار انجام شود. مجلس
و دولت هم با توجه به این توصیهها در اجرا مطمئن شدند.
جز من، شاید یک یا دو نفر را میشناسم که با اصل کار مخالف بودند. کمتر
کسی معتقد بود که این کار مبارزه با معلول است نه علت. وقتی یارانه میدهند
یعنی مشکلی وجود دارد بنابراین تا زمانی که علت گرفتاری را حل نکنید مشکل
برطرف نمیشود. بعد از اینکه این قانون اجرا شد افرادی نسبت به اجرا انتقاد
کردند.
تسنیم: ولی جواب سؤال را ندادید. چرا دولت بهخلاف آنهمه انتقاد ، اصرار داشت که اجرا شود؟ چرا مجلس تن داد؟
سبحانی: خیلی پاسخ مفصل است. ولی کاری که از روی عدمآگاهی انجام شود در
هیچ فرهنگ لغتی نام آن را شجاعت نمیگذارند. قانون هدفمندی یک قانون قابل
تفسیر است. این قانون دقیق نیست. بهشکلی نوشته شده که قابل تفسیر است.
هرکسی میتواند هرجور که بخواهد آن را اجرا کند. از همان اول در اجرای
قانون مسامحه شد. وقتی هم قانون اجرایی شد زمان برای تصمیم گیری درست تنگ
بود.
براساس ماده 2 قانون مدنی، 15 روز پس از ابلاغ، قانون قابل اجرا است.
بنابراین 15 روز که از زمان ابلاغ قانون هدفمندی یارانهها گذشت قوه قضاییه
موظف بود در خصوص عدماجرای آن وارد عمل شود. نمایندگان هم اگر میخواستند
میتوانستند نسبت به عدماجرای آن انتقاد کنند. در حالی که این قانون پس
از ابلاغ چند ماه معطل ماند و در نهایت 28 آذر اجرایی شد یعنی یک مدت
طولانی قانون بلاتکلیف ماند و اجرا نشد. وقتی هم اجرا شد با یک عددی شروع
شد که آن عدد مبتنی بر واقعیات دریافتی نبود.
سال 89 دولت بودجه را موقعی ارائه کرد که مجلس نتوانست آن را تمام کند.
بههمین خاطر مجلسیها برای فروردین و اردیبهشت بودجه دودوازدهم ارائه
کردند. اما فاجعه این بود که در مجوز استفاده از تنخواه یا همان بودجه
دودوازدهم به دولت اجازه داده شد تا در مورد یارانهها با همان عددی که
شروع کرده ادامه دهد.
تسنیم: یعنی دو برابر آنچه قبلاً پیشبینی شده بود؟
سبحانی: بله. با این مجوز، مجلس خود را درمقابل عمل انجامشده قرار داد. بههمین دلیل وقتی رسیدگی به بودجه را شروع کرد نتوانست از بودجه یارانهها کم کند، در واقع با این مجوز مهر تأیید زد بر دوبرابر یا بیش از دو برابر شدن مبلغی که در قانون دیده شده بود. بعد از اجرا متوجه شدند 15 یا 16 هزار میلیارد تومان برای پرداخت به خانوارها کم میآورند. مشکل این بود که در بودجه سال بعد هم این را اصلاح نکردند. بنابراین عدماجرای درست از ناحیه دولت شروع شد و در سکوت قوه قضاییه که باید ناظر بر حسن اجرای قوانین باشد ادامه پیدا کرد.
تسنیم: نامهای که به قوه قضاییه زدید و در آن اعلام کردید این قانون جرمزا است در همین راستا بود؟
سبحانی: آن نامه را برای پیشگیری از وقوع جرم نوشتم اما نکتهای که الآن گفتم از ناحیه نظارت بر حسن اجرای قانون است. این اشتباه است که فرض کنیم مجلس تنها وظیفه نظارت دارد. وظیفه مجلس، نظارت تذکری است اما کسی که هم وظیفه نظارتی دارد و هم قدرت و میتواند مجازات کند قوه قضاییه است.
تسنیم: یعنی قوه قضاییه باید جلوی دولت را در اجرای قانون هدفمندی میگرفت؟
سبحانی: قوه قضاییه باید بر حسن اجرای تمامی قوانین نظارت کند. این بیقانونی در سکوت قوه قضاییه و در مصلحتسنجیهای مجلس توسط دولت عملیاتی شد در حالی که سهم دولت در آن ادا نشد. جالب است، دولت میگوید 20 درصد سهم خودم را نمیخواهم و آن را به مردم میدهم، این یعنی چه؟ غیر از این است که میخواهد با این کار برای خود وجهه درست کند؟ وقتی دولت از سهم 20درصدی خود میگذرد یعنی در ارائه خدمات به مردم کوتاهی میکند، یعنی در دادن بودجه و امکانات به بیمارستانها و مراکز خدماتی دیگر کوتاهی میکند. فشار این کار به چهکسانی وارد میشود؟ به مردم ،خصوصا قشر آسیب پذیر. در خصوص تولید هم حداکثر مصامحه را کردند. بنابراین ترکیبی از اراده دولت ، سکوت قوه قضاییه و جدی نگرفتن مجلس ، این شرایط به وجود آمد.
* تعبیر قصابی به جای جراحی
تسنیم:به همین خاطرگفتید "اجرای قانون هدفمندی یارانه ها جراحی اقتصادی نیست ، قصابی اقتصادی است "؟
سبحانی: بله . متاسفانه اکثرا ادعا می کنند این جراحی اقتصادی است ، کدام جراحی اقتصادی؟ کجای این کار با توجه به تبعات و نتایج آن جراحی اقتصادی است؟این کار بیشتر به قصابی شبیه است تا جراحی.
تسنیم: بر خلاف نظر شما روزنامه متعلق به دولت طی مقاله ای تند به منتقدین و مخالفین اجرای مرحله دوم قانون هدفمندی تاخت. این روزنامه در مطلب خود نوشت : اقتصاد ایران در شرایط کنونی مثل بیماری است که در اتاق عمل ، جراحی سختی را پشت سر می گذارد ، جراحی که خون ریزی ودرد شدیدی دارد اما عده ای وسط این جراحی مدام جراح را از اتاق عمل بیرون می کشند و نمی گذارند به عمل خودش ادامه دهد. اینان می گویند چون این جراحی خون ریزی و درد شدید دارد باید وسط جراحی آن را متوقف کند.
سبحانی: جراحی باید به خوب شدن بیمار منجر شود. نمی شود بعد از هفت سال و نیم که بر دولت ریاست کردید بگویید می شد این کارها را هم در اقتصاد کرد. خب دست شما بود این کار را می کردید. نکته دیگر اینکه باید به این آقایون گفت جراحی هفت سال و نیم طول نمی کشد.
تسنیم: از اجرای مرحله اول هدفمندی یارانه ها چه ارزیابی دارید؟
سبحانی:کاهش قدرت خرید اکثریت مردم.
تسنیم: یعنی برخلاف آنچه دولت ادعا می کند ضریب جینی کاهش پیدا کرده.
سبحانی: واقعیت چیز دیگری است.آنچه مردم حس می کنند واقعیت است. مردم احساس می کنند قدرت خریدشان به دلیل تورم کاهش پیداکرده . به دلیل شرایط موجود دیگر انگیزه ای برای سرمایه گذاران وجود ندارند.به همین دلیل می بینیم سرمایه گذاری کاهش پیدا کرده. بعضی از مسئولین استدلال می کنند که چون چهار ماه اول سال مشکلی پیش نیامد پس قانون مشکلی ندارد اما موضوع چیز دیگری بود . به دلیل اینکه انبارها پر از کالابود طی چهار ماه اول سال مشکلی بوجود نیامد از طرف دیگر همراهی مردم موجب شد اجرای این قانون تسهیل شود. اما به مرور سرمایه گذاران چون تورم را حس می کردند دیگر رقبتی به سرمایه گذاری تولیدی نداشتند . به همین خاطر می بینیم سرمایه های خود را به بخشهایی بردند که بازده کوتاه مدت داشت. در این مسیر شوک اول به بازر طلا و ارز و مسکن و بورس وارد شد.دولت در یک حرکت بسیار انفعال برای اینکه شوک وارد شده را به جای دیگری منتقل کند سودسپردهها را به 20 درصد افزایش داد.
تسنیم: دقیقا برخلاف اعتقاد آقای احمدی نژاد. اگر خاطرتان باشد از همان اول بر کاهش و تک رقمی کردن نرخ سود بانکی تاکید داشت.
سبحانی: بله. ولی این تصور و اعتقاد غلطی است. چون هیچ کس دنبال پایین آمدن سود نیست . همه دوست دارند سود افزایش پیدا کند . آن چیزی که ما از ان به عنوان سود بانکی نام می بریم بهره است.سود بانکی نباید به این شکل تعیین شود.

* میخهایی که بر تابوت تولید زده شد
تسنیم: یعنی همان انتقادی که رییس کل بانک مرکزی و وزیر اقتصاد وقت به سیاستهای پولی دولت داشتند؟
سبحانی: خیر . اگر مظاهری و دانش جعفری حرف دولت در مورد سیاستهای پولی را
قبول نداشتند به معنی درست بودن حرف آنها نیست. در قانون بانکداری بدون
ربا باید از سود متغیر استفاده کرد . تعیین نرخ سود معنی ندارد. این مسئله
با آنچه این افراد صحبت می کنند فرق می کند. بنابراین غلط بودن حرف یک نفر
لزوماً به معنی درست بودن حرف مقابل نیست. با اجرای قانون هدفمند کردن
یارانه ها هزینه های تولید افزایش پیدا کرد ، در واقع میخ اول بر تابوت
تولید کشور زده شد. افزایش نرخ سود بانکی هم میخ دوم را کوبید.مشکل تولید
منجر به ایجاد مشکل برای اشتغال وکاهش عرضه شد ، از بد حادثه و از سوء درک
شرایط موجود تحریم ها هم اضافه شد.
دور زدن تحریم ها از یک طرف ، اجرای قانون هدفمندی یارانه ها هم از طرف
دیگر هزینه تولیدکنندگان را بالا برد . در یکی از مقالات خارجی می خواندم
که اجرای قانون هدفمند کردن یارانه ها اثرات تحریم را بیشتر کرد. باید دید
هزینه و منفعت یک کار چقدر است. گاهی مواقع هزینه زیاد ، منفعت یک کار را
از بین می برد. من احساس می کنم هدفمندی یارانه ها اقتصاد ایران را متلاشی
کرد.
مشکل این است که وقتی افراد دفاع می کنند عدد و رقم ارائه نمی کنند ، فقط
می گویند این کار خیلی خوب بود. باید دید خیلی خوب یعنی چه؟
تسنیم: با این تصویری که شما ترسیم کردید می ترسیم در مورد فاز دوم و تبعاتش سوال کنیم.
سبحانی: باید هم نگران بود. تبعات اجرای فاز دوم بستگی به میزان و سرعت تاثیر آن بر افزایش قیمت ها دارد . اگر بخواهیم راه گذشته را برویم تورم به مراتب حادتری تجربه خواهیم کرد . تولید زمین گیرتر می شود . بودجه دولت کسری بیشتری خواهد داشت و وابستگی بیشتری به نفت پیدا خواهیم کرد .
تسنیم:ولی اصرار دولت این است که به یکباره فاز دوم اجرا شود .یعنی تمام قیمتها معادل فوب خلیج فارس شود. بحث شوک یکباره . در مقابل مجلس معتقد است این کار باید طی پنج سال اجرا شود.
سبحانی: من هیچ کدام از این دو روش را به نفع اقتصاد نمی دانم . فقط روش مجلس ، شوک های وارده بر اقتصاد را کمتر و آسیب ها را طی زمان وارد می کند . با روش مجلس شوک ها قابل تحمل تر می شود.مشکل اینجا است که اگر این قانون یکجا اجرا شود زلزله اقتصادی ایجاد خواهد کرد. هیچ واکنشی را نمی توان از سوی تولیدکنندگان و فعالان اقتصادی متصور شد. با توجه به شرایط روانی که وجود دارد ،به فروپاشی اقتصاد منجر می شود.من هیچ کدام از این دو روش را قبول ندارم . من معتقد به راه دیگری هستم .ولی اگر مجبور به انتخاب یکی از این دو روش باشم به نظر میرسد امکان کنترل پیامد های منفی در روش تدریجی یا روش مجلس بیشتر است.
تسنیم: ولی برخلاف اعتقاد شما هدفمند کردن یارانه ها فی نفسه مشکل ندارد، اینکه ما از ادمهای پر درآمد بگیریم و به افراد کم درامدتر بدهیم هدف بدی نیست.اینکه پر درامدها قیمت واقعی محصولات را بدهند تصمیم اشتباهی نیست . مهم نحوه اجرا و مقدمات آن است. مهم شناختن جامعه هدف است .اینکه چه کسانی نیازمند و چه کسانی بی نیازند و پر درآمد مهم است.
سبحانی: هر کشوری باید در یک دوره زمانی هدفهای کمی مشخصی تعریف کند. شما به کشور خودمان نگاه کنید. اکثر نامگذاری ها بر اساس توجه به تولید است. بر این اساس باید همه عواملی که مؤید تولید هستند تقویت وآنچه مانع تولید است تضعیف شود. این منطق است.باید اول به تولید توجه کرد.چه کسی گفته کشورها باید نرخ حاملهای انرژی یشان بر اساس فوب خلیج فارس تعیین شود؟ این اعتقاد از کجا آمده؟ اگر هدفی داریم باید عوامل منجر به هدف را تقویت کنیم. اما اگر می خواهیم کار های غیر مرتبط و جدا از هم انجام دهیم .بحث دیگری است.
تسنیم: در واقع معتقدید باید به تولید توجه کنیم و بس. با توجه به تولید دیگر نیازمند و طبقه مشکل دار نخواهیم داشت که بخواهیم یارانه بدهیم.
سبحانی:بله . اگرتولید راه بیفتد وضع عمومی جامعه بهتر می شود . اشتغال بالا می رود . سطح درآمد عمومی بالا می رود .این مسئله خود به رفع مشکل کم درآمده کمک میکند. در این بین دولت هم می تواند از طریق سازمانهای حمایتی از کم درامدها حمایت کند.به همین دلیل معتقدم این روشی که در حال حاضر دولت پیش گرفته و از طریق یارانه ها قصد دارد مشکل مردم را حل کند اشتباه است.
تسنیم: اصرار دولت بر اجرای فاز دوم علی رغم تمام مخالفتها و مهمتر از آن قرار داشتن در ماههای پایانی دوران ریاست جمهوری عجیب نیست؟
سبحانی:من منویات خوانی نمی کنم . اما اگر بر اساس روش و فکر گذشته بخواهم اظهار نظر کنم باید بگویم هنوز هم بعد از هفت سال و نیم یک تفکر سیستمی که اقتصاد را به عنوان یک ارگان زنده تلقی کند در جمع تصمیم گیران اقتصادی نمی بینم.به همین دلیل است که شما چنین اصرارهای می بینید.
تسنیم: این همه اصرار فقط بخاطر عدم نگاه سیستمی ؟
سبحانی: نمیدانم ، ولی میگویم شاید به این دلیل است.
تسنیم: به اعتقاد شما مسایل سیاسی در این موضوع هیچ دخیل نیست؟ نزدیک بودن به انتخابات ... ؟
سبحانی: اینها گمانه زنی است . من گمانه زنی نمیکنم.
تسنیم: چرا طی این سالها علی رغم عدم رعایت قانون و ایراداتی که بیان کردید مجلس با دولت مماشات کرد و جلوی بی قانونی های دولت را نگرفت؟
سبحانی: نمایندگان باید به سوگندی که می خورند مدام رجوع کنند . مجلسی ها به هر دلیل در اجرا خیلی دخالت میکنند ، قبل از اینکه از قبح دخالت در اجر صحبت کنم ، معتقدم به واسطه دخالت در اجرا ، فرصت برای پراختن به کارهایی که قانون برعهده آنها گذاشته از دست می رود و از ان غافل می شوند.
تسنیم: یعنی همان حرف احمدی نژاد که معتقد است مجلسی ها بر خلاف قانون در اجرا دخالت می کنند؟بحث تغییر وزرا و انتقادها و موضع گیریهای مجلس...
سبحانی: ممکن است اشتراک لفظی وجود داشته باشد آنچه بنده عرض میکنم اعم از مسایلی مثل تغییر یک وزیر و مسوول است.اظهار نظر با دخالت فرق میکند. عزل یک وزیر از اختیارات رئیس جمهور است ، دریک مملکت آزاد از این اظهار نظرها فراوان است .در عین حال باید توجه داشت که اظهار نظر مداخله نیست. مداخله وقتی است که یک نفر با استفاده از قدرتی که دارد اجازه ندهد یک نفر از قدرت و اختیارات قانونی خود استفاده کند.
تسنیم:صحبتهای اخیر رئیس جمهور در مجلس را گوش کردید؟
سبحانی: نرسیدم کامل گوش کنم ولی اخبار آن راخواندم.
تسنیم: نظر شما در مورد صحبتها و استدلالهای ایشان چیست؟
سبحانی: کامل مطالب را ندیدم ولی بر اساس خبری که خواندم چهار راه حل برای اقتصاد پیشنهاد دادند. اگر در همین حدی باشد که در اخبار دیدم چیز جدیدی نبوده . مثلا در صحبتهای خود به اصلاح نظام بانکی اشاره کرد .این موضوع در اختیار دولت است کسی جلو وی را نگرفته. یا اینکه باید معادن در اختیار معدن داران قرار گیرد ، در این زمینه هم قانون معدن وجود دارد ، اگر لازم باشد دولت می تواند قانون را اصلاح کند .
تسنیم: چرا آقای احمدی نژاد نماند تا صحبتهای نمایندگان را گوش کند؟
سبحانی: نمیدانم .ایشان صاحب اختیارند.
تسنیم: ولی اولین چیزی که رئیس جمهوردر این جلسه مطرح کرد حضور برای افزایش تعامل مجلس و دولت بود .
سبحانی: اگر خواستید در خصوص علل قانون گریزی مسئولان مطلب تهیه کنید من حاضرم مفصل صحبت کنم.
تسنیم:خب صحبت کنیم.
سبحانی :الان وقت نیست . بعدا.
تسنیم:ولی هنوز سوالهای ما تمام نشده .
سبحانی : بپرسید ولی وقت کوتاه است.

* سیاستهای اقتصادی 3 دولت گذشته سیاسی بود
تسنیم: شما از فعالان مجلس پنجم ،شیشم و مخصوصا هفتم بودید، خصوصا در بحث بودجه.
سبحانی: من 3 هزار و 200 صفحه مذاکره با مجلس دارم.
تسنیم:بله . یک تیم اقتصادی هم با دوستانی مثل آقای نادران، توکلی و مصبای مقدم تشکیل دادید.چرا این جمع دوستانه حفظ نشد؟
سبحانی: اختلاف نیفتاد . مشکل این بود که اقتصاد در آن زمان تحت الشعاع مصلحت سنجی های سیاسی قرار گرفت. نقطه مشترک ما انتقاد به سیاست تعدیل اقتصادی بود. بنده در مورد سیاست هر سه دولت (سازندگی، اصلاحات و مهرورزی) موضع داشتم. همه را سیاسی می دانم . من معتقدم سیاستهای اقتصادی هر سه دولت متناسب با شرایط کشور ما نبود.
تسنیم:جریان تشکیل تیم اقتصادی شما در مجلس هفتم چه بود؟
سبحانی:درسال دوم مجلس هفتم مسئله سهمیه بندی بنزین مطرح شد. چون در خصوص اعمال سیاستهای غیر قیمتی با هم اتفاق نظر داشتیم دور هم جمع شدیم و آن چیزی که شما تیم اقتصادی عنوان می کنید شکل گرفت. ولی در مورد گنجاندن آن در قانون دیدگاههایمان متفاوت بود. اوج تفاوت دیدگاه هایمان هم در قانون اصل44 و تشکیل کمیته ویژه بود. بنده در مخالفت با قانون اصل 44 صحبت کردم ولی یکی دیگر از دوستان که رئیس آن کمیته هم شد به عنوان موافق اظهار نظر کرد.
تسنیم: دکتر نادران؟
سبحانی: بله . رئیس کمیسیون ویژه. بنده معتقد بودم و هستم که این قانون
متناسب با ایران نیست . بخش خصوصی ما ظرفیت مشخصی دارد ، مثل بخش خصوصی
آمریکا نیست. بنابراین باید متناسب با ظرفیت آن از آنها مسئولیت خواست ولی
به این مسئله توجهی نشد. الان که 7 سال از اجرای این قانون میگذرد و
98هزار میلیارد تومان سرمایه ملی توزیع شده خیلی از افراد که مدافع اصلی
این قانون بودند به منتقدین آن تبدیل شدند واز شیوه اجرا راضی نیستند در
حالی که آن زمان شدیدا دفاع میکردند.
بعضی از دوستان فکر می کردند تلاش برای تصحیح این قانون ممکن است به عنوان
مخافت با سیاستهای رهبری تلقی شود در حالی که مقام معظم رهبری به حدی
هوشمند بودند وهستند که فرمودند اجرای اصل 44 باید با توجه به اصل 43
عملیاتی شود. این ها مسائل ظریف و خطیری بود که مانع شد کنار هم بمانیم.
تسنیم: طرح تثبیت قیمتها در این جدایی نقش نداشت؟
سبحانی: نه . البته باید بگویم مشکل خاصی نبود ولی کشش ملکولی بین افراد و اعضای تیم کم شد.
تسنیم: چرا آقای توکلی را آدم مصلحت جو می دانید؟
سبحانی: خودشان همیشه می فرمایند در تصمیم گیری ها باید مصالح را در نظر گرفت.
تسنیم: و چرا آقای نادران را فردی دانستید که " حق طلبی حرکتش میدهد اما مصلحت جویی متوقفش میکند " ؟
سبحانی: آقای نادران آدم خوش نیتی است که اگرحقیقتی را ببیند به دنبال آن میرود ولی ممکن است حین کار بنا به مصالحی متوقف شود.
تسنیم: این منش ایشان در قانون هدفمندی هم صدق می کند؟
سبحانی: تا جایی که میدانم همیشه ایشان از موافقان کلیت قانون هدفمندی یارانهها بوده .
تسنیم: اصطلاح جالبی در مورد آقای حسینی وزیر اقتصاد به کار بردید . گفتید " ایشان پیش نمازی است که مأموم بودن را تجربه نکرده ". چرا ؟
سبحانی: بروکراسی در فرهنگ ما کلمه بدی تلقی می شود . از نظر ما بروکراسی یعنی کاغذ بازی در حالی که این کلمه یکی از زیبا ترین واژه هاست . بروکراسی یعنی عمل کردن بر اساس قانون . ارتقا براساس ارشدیت. برای مثال میگوییم کسی که وارد مسجد میشود را یکباره پیشنماز نمیکنند، ممکن است 20 سال طول بکشد تا به این نتیجه برسند.در مورد وزارتخانه ها هم همینطور. کسی که مراحل مختلف مثل کارشناسی و مدیریت بخشهای گوناگون را نگذرانده به یکباره وزیرش نمی کنند.
تسنیم: در خصوص قانون بودجه هم تعبیر جالبی داشتید" بودجه امامزادهای است که مورد احرام متولیانش نیست "!!
سبحانی: مشکل تلخی که در کشور وجود دارد این است که بودجه بر اساس قانون نوشته نمیشود، اصل 52 قانون اساسی میگوید لایحه بودجه توسط دولت به مجلس تقدیم و تغییر در ارقام مطابق موازین قانونی است.این یعنی باید قانون بگوید لایحه چیست و چگونه باید نوشه شود. به نظر بنده اصلا بودجه تبصره ندارد . یه سری اعداد و ارقام است.اگر دقت کرده باشید هر سال زمان بودجه ، نامه نگاری ها شروع میشود . بعد از تصویب بودجه در مجلس رئیس جمهور می گوید من نمی توانم این قانون را اجرا کنم.چرا؟چون قانونی وجود ندارد که بگوید چه کسی کارش را درست انجام داده. دولت چه دو صفحه چه هزار صفحه بدهد بودجه تلقی می شود.
تسنیم:ولی یکی از افتخارات دولت این است که بودجه را ساده و قابل فهم کرده؟
سبحانی: دیگران باید تشخیص دهند.
تسنیم:شما که مجلس بودید بگویید ؟ هر چند بعضی از نمایندگان معتقدند بودجه سال جاری جوری نوشته شده که کسری داخل ان کاملا مستتر است و نمی شود تشخیص داد.
سبحانی: نکاتی که شما اشاره کردید هر کدام یک دنیا حرف دارد . قابل فهم یعنی چه؟ میشود انتظار داشت یک جراح چشم در مورد عمل تخصصی چشم به شکلی توضیح دهد که عامه مردم بفهمند؟ اصولا این مسئله معنی ندارد . این کار تخصصی است. بودجه هم یک امر تخصصی است . قابل فهم عموم بودن آن اصلا امکان ندارد.
تسنیم:شاید منظورایشان قابل فهم برای نمایندگان مجلس بوده .
سبحانی: بسیاری از نمایندگان محترم مجلس هم که در حال حاضر حضور ندارند و
سالیان سال در مجلس بودند نمیتوانستند یک رقم را در بودجه پیدا کنند. این
کار سختی است . بودجه تخصصی است.
نکته ظریفی که در مورد بودجه وجود دارد این است که قانون اصل 52 نوشته
نشده و به هر شکلی و مفهموم و اندازه ای که دولت به مجلس ارائه کند خلاف
قانون انجام نداده و مجلسی ها هم هر تغییری که روی آن بدهند خلاف قانون
انجام ندادهاند چون اصلا قانونی وجود ندارد که بخواهند بر اساس آن عمل
کنند.
مشکل دومی که بسیار هم مهم است در مورد تفریغ بودجه است. بودجه ای که با
این همه مشکل و مشقت تصویب می شود .شما موقع خواندن تفریغ بودجه دوربین
بگذارید در مجلس ببینید نمایندگان چه کار میکنند.
می دانیدتفریق بودجه چیست؟ شرح بیت المال علی است که وقتی در آن شب فردی
به حضرت رجوع کرده بود و به امام گفت می خواهم در مورد یک مسئله شخصی صحبت
کنم، حضرت اول شمع را خاموش کرد تا از نوربیت المال برای کار شخصی استفاده
نکند بعد به صحبتهای آن مرد گوش داد.
وقتی تفریغ بودجه خوانده می شود می خواهند به نمایندگان بگویند چگونه بیت
المال خرج شد. وقتی این گزارش خوانده می شود دوست دارم ببینید چند نفر از
نمایندگان به این گزارش گوش میکنند؟ چند نفر نشستند؟
یکی دو سال بود که وقتی تفریغ بودجه در دستور کار هیئت رئیسه قرار می گرفت
هر وقت عدد مجلس ازعدد 194 نفر پایین تر می آمد و نمیشد رإی گیری کرد ویا
وزیری دیر کرده بود ، سه صفحه از تفریغ را میخواندند و وقتی تعداد
نمایندگان به حد مورد نظرمی رسید و یا وزیر وارد مجلس میشد خواندن تفریغ
متوقف میشد. در حالی که این یعنی همان بیت المال.به همین خاطر من معتقدم
"بودجه امامزادهای است که متولیانش به آن احترام نمیگذارند".
تسنیم: آقای مصباحی مقدم چرا درمعرض امتحانهای سختی است؟ قبلا این را مطرح کردید.
سبحانی: آقای مصباحی مقدم به خاطر اینکه در لباس روحانیت رئیس دو تا از کمیسیون های مهم مجلس است و در مجمع تشخیص هم عضویت دارد باید تصمیمات خیلی مهمی بگیرد . به خاطر مسائل مالی خیلی از افراد دوست دارند در این مسند باشند. از این نظر گفتم ایشان در معرض امتحان های سخت است . مجلسی ها در مجلس هفتم بیش از یک سال من را به عنوان رئیس کمیسیون تحمل نکردند. نپرسیدند چرا؟
تسنیم: چرا ؟
سبحانی: چون به اندازه یک تار موی نگذاشتم بودجه (البته تا جایی که میتوانستم)به نفع کسی در حوزه انتخابیه صرف شود. تک تک کلمات را کنترل کردم. شاید خیلی ها امید دارند وقتی به کسی رأی میدهند کمکهایی را به نفع خود ببینند ولی من این کار را نکردم.
تسنیم: شاید به همین دلیل رإی نیاوردید .
سبحانی: نه . در دامغان کسی با من مشکلی نداشت . ولی تبلیغ میشد که فلانی دنبال کار حوزه انتخابی نیست.
نمیشود یک نفردر مجلس باشد ولی در حوزه انتخابیه کار نکند ولی جنس کار
هایی که برخی از آنها میخواستند انجام شدنی نبود. دامغان جزو شهرهای خوبی
است که با همین تفکر به بنده 3 بار رأی دادند. ولی خوب در شهرهای کوچک
مردم خسته میشوند و دوست دارند نماینده شان را تغییر دهند.آقای مصباحی
مقدم بر همین اساس در معرض چنین امتحانی است.
تسنیم: فکر می کنید از این امتحان سربلند بیرون میآیند؟
سبحانی: امیدوارم موفق باشند.
تسنیم: از صبر و حوصله شما متشکریم.
گفت و گو از : حمیده و محمود نکونام .

اصلیترین سؤالی که پس از شنیدن خبر کاندیداتوری جنابعالی در انتخابات به ذهن متبادر میشود این است که دکتر حسن سبحانی با چه انگیزهای و با چه دغدغههایی وارد صحنه انتخابات ریاستجمهوری شده است؟
مجموعه تحلیلها از شرایط فعلی کشور، گذشتهای که بر ما رفت و آیندهای که با اطلاعات موجود میشود پیشبینی کرد، بزرگترین زمینهساز تصمیمگیری من برای حضور در انتخابات بوده و هست. بنابراین با اینکه فرمایش شما در غالب یک سؤال مطرح شد اما پاسخ به آن بسیار طولانیتر از یک پاسخ متعارف خواهد بود. اجمالا باید بگویم که ما یک نظام سیاسی پویا داریم که در حال پیشرفت در همه حوزههاست. قانون اساسی مترقی همراه با ارکان پیشبینی شدهای داریم که میشود گفت این ارکان عمدتا در کشور پیادهسازی شدهاند و دارای کارکردهایی هم هستند. طی سالیان مختلف، قوانینی هم معطوف به قانون اساسی توسط قوه مقننه وضع شده است که نقشه راه کشورند و برای افزایش کارایی این قوانین برای کشور میتوان آنها را نقد کرد. در عینحال هیچکس نمیتواند کتمان کند که مشکلات عدیدهای هم در کشور داریم و انتخابات میتواند فرصتی برای بازنگری مشکلات و آسیبشناسی جدی باشد.
اگر موافق باشید حوزههای مختلف مشمول سؤال قبل را تفکیک کرده و یکییکی بهصورت خیلی مختصر به سراغشان برویم. بهنظر شما در حال حاضر در حوزه اقتصاد بزرگترین آسیبی که با آن مواجهیم چیست؟
در حوزه اقتصاد ما دچار بلیه نفرین منابع شدهایم؛ بدین معنا که متناسب با سالهایی که درآمد نفتی خوبی داریم، شرایط رونق فراهم میشود که البته این پیشرفت کاملا بدون پشتوانه است. هرزمانی هم که حوزه نفت با مشکلاتی مواجه باشد کلیت اقتصاد ما نیز مسئله دار میشود. از آنجایی که کشور توسعهیافتهای نیستیم، اهتمام بیشتر مدیران اقتصادی ما، توسعه توسعهنیافتگی است تا توسعه یافتگی. شرایطی بر ما حاکم است که با نگاهی آسیبشناسانه میتوان گفت ما را دچار انفعال در قانونگذاری، تصمیمگیری و اجرا کرده است و بحرانهایی را تولید میکنیم که دائم برای حل آنها باید برنامهریزی شود و چون این روند از سیستم و نظم خاصی برخوردار نیست، نمیتوانیم متناسب با منابع و تلاشمان بهرهبرداری کنیم.
در حوزه فرهنگ و جامعه دچار چه آسیبهای جدی هستیم؟
در حوزه فرهنگی، ذهنیاتمان تا حد زیادی متأثر از مسائل اقتصادی شکل گرفته است. البته چون جامعه ما مذهبی است، به میزان قابل توجهی نسبت به جوامع غیرمذهبی، برتریها و مزایایی داریم که خیلی هم به حکومت و دولت ارتباط پیدا نمیکند. در این بستر ما شاهد آسیبهای فرهنگی و اجتماعی زیادی هستیم که وزن آنها خیلی بیش از انتظاراتی است که میتوان از یک جامعه دینی داشت. متأسفانه افت سرمایه اجتماعی هم در کشور وجود دارد که باید به آن توجه کافی شود و برای جلوگیری از آن برنامهریزی کرد.
در حوزه سیاسی با چه آسیبهایی مواجهیم؟
در حوزه سیاسی بر اساس قانون اساسی سیاستهای قابل دفاع و افتخارآمیزی خصوصا در سطح سیاست بینالمللی داریم. من معتقدم در اجرای این اصول با ارزش، کاستیهایی وجود دارد که میتواند در عمل بیشتر هم بشود. اگر به کاستیهای سه بخش اقتصاد، فرهنگ و سیاست نگاهی کلی و در کنار یکدیگر بیاندازیم، خواهیم دید که میان بخش اقتصاد و بخش فرهنگ همبستگی وجود دارد. یعنی از خروجی چنین اقتصادی میتوان چنین فرهنگی را نیز متصور بود. از سوی دیگر درجه همبستگی سیاست با مجموعه اقتصاد و فرهنگ چشمگیر نیست.
این بحثهای تئوریک وقتی وارد فاز اجرایی میشوند، ملموستر و قابلباورتر هستند. برای بخش آخر صحبتهای خود که فرمودید سیاست با مجموعه اقتصاد و فرهنگ درجه همبستگی پایین دارد، نمونهای دارید؟
بله. آسیبی که داریم این است که این دو شاخه بهجای آنکه در یک سیستم مؤید هم باشند، متأسفانه یکدیگر را تقویت نمیکنند و نتیجه آن میشود که شاهد ظهور و بروز مفاهیمی مثل اقتصاد مقاومتی برای تقویت اقتصاد هستیم. ولی اصل مهمتر این است که عمدتا بین سهگانه فرهنگ، سیاست و اقتصاد جاری در کشور با اصول قانون اساسی همبستگی بسیار کمی وجود دارد لذا در عمل ملاحظه میکنید که دلسوزان و مسئولان کشور از شرایط موجود به لحاظ فرهنگی در درجه اول و اقتصادی در درجه بعدی راضی نیستند و این معضل در شرایطی شکل گرفته است که قرار بود جوهره اصلی، قانون اساسی باشد.
با این بیان اجمالی اعتقادم این است که این شرایط را سیاست اقتصادی واحدی که از دولت سازندگی شروع شد و در دولت اصلاحات و بعد از آن در دولت مهرورزی ادامه پیدا کرد، رقم زده است که البته هرچه به زمان حاضر نزدیکتر شدیم، در اجرای این سیاست اقتصادی واحد دچار بیاحتیاطیهای بیشتری شدیم. اهمیت این موضوع وقتی بیشتر میشود که بدانیم مشکلاتی که سیاست اقتصادی واحد برای کشور رقم زد، منحصر در همین حوزه نماند و تبعات آن را در فرهنگ و سیاست هم شاهدیم.
از نظر جنابعالی برای درمان این وضع چه تمهیداتی باید اندیشید؟
به واسطه اینکه از گذشته، وضع موجود را بهصورت مورد به مورد پیشبینی کرده بودم و احساس واقعیام نیز این است که شرایط امروز ما درخور نام و منش جمهوری اسلامی نیست، اعتقاد دارم که بیشتر ریلگذاریهایی که کشور ما را به اینجا کشانده است، باید تغییر کند و همبستگی حوزههای مختلف کشور با اصول قانون اساسی باید بیشتر و بیشتر شود.
با توجه به وجهه اقتصادی که دارید و البته آسیبشناسی مختصری که مطرح کردید، بهنظر میرسد که برای «جراحی اقتصاد» وارد میدان شدهاید. آیا برنامه مدون و کارگروه خاصی تشکیل دادهاید؟
این مفهوم جراحی اقتصادی را که مطرح کردید، نمیپسندم؛ چون این ترکیب مثل بسیاری از مفاهیم مثبت دیگری که در کشور داریم، در غیر جای خودش بهکار برده شده و سر از قصابی درآورده است!
نکته دوم این است که ما صاحب کشوری پویا و فعال هستیم و کسی که میخواهد رئیسجمهوری شود، نباید بنایش را بر این بگذارد که قرار است از ابتدا دوباره کشور را بنیان جدیدی بگذارد. بالأخره ما صاحب قانون هستیم و برنامه اداره کشور که توسط نامزدها ارائه میشود، باید در عین همهجانبه بودن، ناظر به حل مشکلاتی باشد که موجب ناکارآمدیها شده است.
نکته سوم هم این است که برای تنظیم چنین برنامهای که بتواند مانع توسعه توسعه نیافتگی بشود، به مشورتهای متعددی نیاز است. من هم به لحاظ اینکه در مدت نزدیک به ۱۲ سال در مجلس شورای اسلامی درگیر با مسائل کشور چه در حوزه اقتصاد و چه در حوزههای دیگر بودم، احساس میکنم تجربه لازم را دارم که از طریق مشورت با برخی صاحبنظران میتوانم آن را به حد قابل قبولی برسانم بدیهی است در حال حاضر که بنده در این نقطه قرار گرفتهام، این مشورتها را انجام دادهام.
شما خودتان را نامزد مستقل میدانید؟
بله. من حسن سبحانی هستم و ضمن احترام برای همه نهادهای سیاسی، تنها با اسم خودم وارد خواهم شد.
فکر نمیکنید این شیوه حضور در انتخابات، دشواریهای خاصی دارد؟
قطعا همینطور است. در این زمینه دو نکته وجود دارد. اول اینکه من همواره تلاش کردم نتیجهمحور نباشم؛ بلکه وظیفهمحور باشم. وقتی حسن سبحانی تشخیص بدهد یک کاری باید بکند، حتما این کار را انجام میدهد. معتقدم خداوند ما را برای وظیفهمحوری در قبال جمهوری اسلامی متعهد کرده است. البته این بدان معنا نیست که انسان نتیجه را دنبال نمیکند؛ چراکه مطلوبتر این است که نتیجه هم حاصل شود. نکته دوم هم اینکه در کشور ما متأسفانه تشکیلات حزبی و سیاسی پرقدرتی نداریم. از طرفی یک فرد دانشگاهی مثل من که هزاران دانشجو در طول زمان داشته است، خودش ظرفیتی را برای خود ایجاد میکند.
جنابعالی در انتخابات هشتمین دوره مجلس شورای اسلامی تجربه تشکیل ائتلافی به نام «اصولگرایان مستقل» را داشتید. آیا در انتخابات پیشرو قرار است شما از تجربه آن دوره استفاده کنید و همراهان شما در آن ائتلاف، شما را یاری کنند؟ بهعبارت دیگر آیا ما شاهد تولد جریانی جدید در انتخابات آینده خواهیم بود؟
اصولگرایان مستقل، مجموعه محترم ولی معدودی بود که فصل مشترک جمع شدنشان، مخالفت با حمایتهای بدون منطقی بود که بعضی مجلسیها از دولت به عمل میآوردند ولی آن جمع در همه امور مثل مشارکت در قانونگذاری با هم اتفاق نظر نداشتند. به همین دلیل هم کارکرد آن جمع تا پایان همان مجلس بود و بعد از آن هم لااقل از سمت من دنبال نشد. یک تشکل سیاسی، فصل مشترکهای خیلی فراتر از آنچه ائتلاف اصولگرایان مستقل داشتند، لازم دارد. البته چون مظاهر توسعه از جمله همین مسأله تحزب باید در جریان توسعهیافتگی بهطور طبیعی بهوجود بیاید، بهنظر نمیرسد تشکیلاتی که در موسم انتخابات بهصورت خلقالساعه بهوجود میآید، چندان در روند پیشرفت کشور مؤثر باشد. البته در پاسخ به سؤال شما باید بگویم که بنده با بعضی از افرادی که در همان لیست حضور داشتند و جزء همفکرانم در مجلس بودند، مشورتهایی داشتم.
شما در انتخابات مجلس نهم حضور نداشتید و حالا اعلام کردهاید که نامزد ریاستجمهوری خواهید شد. آیا از اول برنامهتان حضور در انتخابات ریاستجمهوری بود که در مجلس نهم شرکت نکردید؟
البته من از یک سال قبل به این مسأله فکر میکردم ولی دلیل نامزد نشدنم خیلی ارتباطی با انتخابات ریاستجمهوری نداشت. مهمترین دلیل عدم حضور من در انتخابات مجلس نهم این بود که افراد مستقلی که فقط بهدنبال قانونگذاری هستند و در عینحال برای به نتیجه رساندن فکر جمعی احتیاج به اکثریت آراء در مجلس دارند، بعضا به هر دلیلی در گذشتههای مجلس حمایت شایسته و بایسته نشدند. تجربه من نشان داده بود که تنها بین ۱۵ تا ۲۰ درصد تلاشها به ثمر میرسد. بنابراین احساس کردم حضور در دانشگاه و فعالیت در حوزه نظری اقتصاد بهویژه مبحث بانکداری اسلامی واجبتر است از حضور در مجلسی که دیگر آنگونه که من میخواهم مستقل نیست.
شما در مجالس پنجم تا هفتم حضور داشتید و از نزدیک با مشکلات قانونگذاری بهویژه در حوزه تخصصی خود آشنا هستید. ایده «دولت قانون» که در موقع اعلام کاندیداتوری مطرح کردید، ناظر به چه مواردی است؟
«دولت قانون» بدان معناست که ارتباطم با قوانین حتی آنها که منتقدش هستم- بهصورتی است که دولت من تنها طبق قانون اساسی، مجری قانون خواهد بود. شناخت روزنهها و مجاری آسیبرسان به شرایط کشور، خیلی وقتگیر نیست. مثلا در حوزه اقتصاد شاید بین ۱۰ تا ۱۵ قانون است که اگر مشمول تقنین جدید یا اصلاح شود، به شرط اجرای خوب میتواند مشکلگشا باشد.
مردم شما را بهعنوان چهرهای اقتصادی میشناسند. برای مدیریت سایر حوزهها چه برنامهای دارید؟ آیا قرار است از چهرههای دیگری نیز جهت مدیریت و برنامهریزی در این حوزهها کمک بگیرید؟
گفتمان دولت قانون، مبانی و اصول قانون اساسی است. بر این اساس این دولت نمیتواند به هیچ حوزهای بیتوجهی کند. مجلس باید در راه ریلگذاری، روشن و طبق قانون اساسی عمل کند و دولت هم باید تلاش کند تا اصول قانون اساسی را در این ریلگذاری به اجرا بگذارد و تجلی بدهد. تفکیک سیاست از فرهنگ و اقتصاد، نگاهی غیرعلمی است. این سه مقوله، سه بخش یک جزئی نیست؛ بلکه یک بخش سه جزئی است. اگر وزارتخانهای هم نگاه کنیم، ۲۰ وزارتخانه جدا نیست بلکه یک مجموعه ۲۰ تایی است. بنابراین اگر مقام معظم رهبری تأکیدی اصولی بر مقوله تولید دارند، بدین معنا نیست که فقط اقتصاد نگاهش به تولید باشد؛ بلکه در حوزه فرهنگ و سیاست هم باید نگاه تولیدمحورانه غالب شود. پس ما نگرشی سیستمی داریم نه نگرشی جزئی.
توقع دارید مردم تنها به خودتان و برنامههایتان اعتماد کنند و رأی بدهند یا میخواهید تیم کاری «دولت قانون» را نیز به مردم معرفی کنید؟
من در حال حاضر فقط به اندازه تصمیم امروزم صحبت میکنم ولی در کشور ما مشکلات سیاسی وجود دارد که فقط در سایه همگرایی به سرمایه اجتماعی تبدیل میشود و نیروهای دلسوز و مجربی وجود دارند که از نیروی آنها استفاده نشده است اما با این حال از قبل نمیخواهم درباره تیم کاری صحبت کنم. البته برنامه، شعار، گفتمان و نوع نگاه باید برای مردم تبیین شود تا بتوانند انتخاب کنند ولی اینکه افراد و نفرات معرفی شوند، در حال حاضر بهنظر کار سختی میآید.
گفتید که احساس نیاز و تکلیف کردید که وارد عرصه بشوید. بهنظر شما آیا راه دیگری برای اصلاح کاستیهای کشور پیش روی شما وجود نداشت؟ مثلا آیا نمیشد از طریق مشاوره دادن یا حتی کارهای رسانهای فعالیت سودمندتری کرد؟
من چند وقت پیش کتابی منتشر کردم به نام « انذارهای اقتصادی». این کتاب حاوی یادداشتهایی است که در دهه ۸۰ درباره اقتصاد سیاسی ایران در مطبوعات منتشر کردم و بخش عمدهای از آنها هم به دوران پس از نمایندگی مجلس هفتم تا بهمنماه سال گذشته برمیگردد. بنده در این یک سال اخیر هیچ مطلبی – علیرغم اصرارها – ننوشتم، بهدلیل این میخواستم ذهنم فارغ از این باشد که خدای ناکرده از این فرصت بخواهم بهنفع آن چیزی که بعدا میخواهم اعلام کنم، بهره ببرم.
تا سوءبرداشت نشود؟
بله. از همان یک سال قبل متوقف کردم. در این کتاب بدون خودسانسوری همه مقولاتی که یک نفر در حد امکاناتش – و بدون داشتن روزنامه و سایت خاصی- میتواند ارائه کند، مطرح شده است. در واقع اعتقادم این است که جمهوری اسلامی همچون جواهری است که هیچکس در راستای خدمت کردن به آن حق ندارد به خود اجازه ذرهای کوتاهی کردن بدهد.
از یک سو در میان همکاران شما، حسن سبحانی بهعنوان انسانی اخلاقگرا معروف است. در سوی دیگر نیز متأسفانه در سالهای اخیر بیاخلاقی در حوزه سیاست به حدی رسیده است که عدهای معتقدند تنها کسی میتواند در عرصه رقابتهای ریاستجمهوری دوام بیاورد که بتواند در میدانهای مختلف بیپروا شرکت کند و حتی اگر لازم شد بتواند با استفاده از هر وسیلهای نظر خود را به کرسی بنشاند. شما قرار است در این میان چه کنید؟
البته بیپروا صحبت کردن با بیاخلاقی کردن ملازمه ندارد. من معتقدم واژه «بیپروایی» میتواند برای فردی سیاسی بهکار برود که پیگیر منازعات، اختلافات و خواستههای ملت بوده و در تلاش است تا آنها را به یکپارچگی برساند و در این راه از وسایل اخلاقی هم استفاده کند. بهعبارت سادهتر در سیاستورزی اسلامی، اعمال سیاست و اعمال اخلاق دو مقوله از هم جدا نیستند و همراه یکدیگرند. بهنظر من موارد احتمالی نقض این مسأله نیز نباید قاعدهای برای آینده باشد.
در بحث تعامل «دولت قانون» جنابعالی با طرح هدفمند کردن یارانهها، آیا مجبورید همین روند فعلی را ادامه دهید یا اینکه ریلگذاری اقتصادی کشور را تغییر خواهید داد؟
ما مجبور نیستیم تابع جبر باشیم. همانطور که میدانید من مخالف اجرای طرح هدفمندی بودهام و معتقدم این اتفاق، یک معلول در اقتصاد ایران است. همان روزهای اول اجرا هم پیشبینیهایی کردم که متأسفانه تحقق پیدا کرد. اما همانطور که عرض کردم، دولت نظر فردی نیست بلکه دولت باید با قانون اداره شود. قانون کشور هم در حال حاضر میگوید که هدفمندی باید اجرا شود. البته دولت با توجه به تجربیات پشت سر و واقعیتهای روبهرو راهکارهایی برای اصلاح قوانین دارد و اگر احساس کند میشود روش دیگری برای اجرا بهکار گرفت، باید به مجلس رجوع کرده و با قانع کردن نمایندگان محترم، ریلگذاری جدید را ترسیم کند.
اشارهای کردید به برخی از قوانینی که به آنها انتقادهایی دارید و برای نمونه به قانون هدفمندی اشاره کردید. قانونهای مهم دیگری که به آنها نقد جدی دارید را بفرمایید و علت مخالفت خود را هم بگویید.
این سؤال شما دربرگیرنده تعداد زیادی قانون میشود ولی مهمترین نقد من به قانون اجرای سیاستهای اصل ۴۴ و شیوهای است که این قانون به مجلس آمد. تجربه سه سال گذشته نشان میدهد که حدود ۹۸۰۰۰ میلیارد تومان از این طریق واگذار شده است و بسیاری از افرادی که در زمان ارائه طرح موافق آن بودند، امروز از نتیجه آن راضی نیستند، زیرا این طرح نتوانست بخش خصوصی را آنطور که باید تقویت کند. بنابراین من فکر میکنم باید بهجای تبدیل انحصار دولتی به انحصار خصوصی و پرکردن چالههایی که دولتهای مختلف در گذشته بهدلیل عدم پرداخت تعهدات خود و دیونشان به بار آوردند، باید روشی واقعبینانه را در پیش بگیریم که به تقویت بخش خصوصی بینجامد.
به مبحث افت سرمایه اجتماعی اشاره کردید. کشور هم از لحاظ سنی و هم از لحاظ ساختاری در حال پیرشدن است. از طرف دیگر جامعه در انتخاباتهای اخیر عموما به چهرههای جوان و تازهکار اقبال ویژهای نشان داده است. در این شرایط دکتر حسن سبحانی که در روزگار میانسالی قرار دارد چه برنامهای برای جوانان و جوانگرایی مدیران دارد؟
من در حال حاضر ۵۸ سال دارم. تناسب سن با نوع مسئولیت مقوله پذیرفتهای است. برای مشاغل مدیریتی سادهتر، سنین جوانتر مورد قبول است. بهشدت قائلم در سیستم بوروکراسی –که در جامعه ما بهغلط به کاغذبازی اطلاق میشود- باید مسئولیتها بر اساس سلسلهمراتب شایستگیها به افراد تعلق بگیرد تا بتوانیم تجمعی از تجربیات را در مدیریت داشته باشیم. مثل معروفی هست که میگوید یک فردی تا وارد مسجدی شد او را پیشنماز کردند. درحالی که مأموم هم باید صف به صف جلو بیاید تا در صف اول قرار گیرد. بهنظر من اگر قبلا مواردی داشتیم که تناسب مسئولیت و حجم آن با سن و سال و تحصیلات فرد رعایت نشده، نباید آن را بهعنوان رویهای برای آینده ادامه داد.
حسن سبحانی در مجالس پنجم، ششم و هفتم خود را متعلق به کدام جریان مجلس میدانسته است؟
من در حقیقت به هیچیک از جناحها و گروههای فعال تعلق خاطر نداشتم و تشخیصی که داشتم را دنبال میکردم. بهنظر من حقیقت بهطور کامل در یک سمت قرار نگرفته بهطوری که دیگر طرفها باطل باشند. ترجیح میدهم با ذکر مسئلهای روشنتر به این سؤال شما جواب میدهم. در یکی از مجالس گذشته، در مورد لایحهای انتقاداتی را در صحن مطرح کردم. یکی از نمایندهها به من رجوع کرد و گفت: « مخالفت شما با این لایحه، مخالفت با دولت است.» من فیالواقع خیلی متعجب شدم و به او گفتم من که در حال حمایت از این لایحه هستم! من میخواهم با اصلاح این لایحه، دولت را در حل مشکلات کمک کنم.
اگر بخواهید به همین مجالسی که در آن حضور داشت – دورههای ۵، ۶ و ۷- نمره بدهید، چه نمرهای میدهید؟
باید در حوزههای مختلف این کار را انجام داد. معتقدم مجلس ششم به لحاظ انضباط تشکیلاتی نمره بالایی میگیرد، البته من به محتوای این فعالیتها هم نقد داشته و دارم. منظورم این است که فضای مجلس ششم بهگونهای بود که اگر فراکسیون اکثریت یک موضوعی را اراده میکرد، قطعا انجام میگرفت. مجلس پنجم، مجلسی بود که اقلیتی قوی در آن حضور داشتند و اکثریت هم از جناح راست بودند. از این حیث مجلس بسیار معنادار و پویا بود و بهوسیله آقای ناطقنوری اداره میشد که روحیهای بسیار جوانمردانه داشت. من در مجلس هفتم هم خیلی خون دل خوردم.
ولی خیلیها معتقدند مجلس هفتم یکی از بهترین مجالس بعد از انقلاب است…
من هم نگفتم موفق نبود.
با توجه بهجایگاهی که ریاستجمهوری دارد، آن را باید جایگاه لحظات سخت دانست. حسن سبحانی چه لحظات سختی را در مجلس طی کرده که بتواند پشتوانه دوران سخت ریاستجمهوریاش باشد؟
در جریان بررسی سیاستهای اصل ۴۴ در مجلس هفتم وقتی بیش از ۲۰ مورد از ایرادات شورای نگهبان به مجمع تشخیص مصلحت نظام ارجاع شد، با رئیس مجلس مجادلات فراوانی کردم مبنی بر اینکه وقتی به رعایت قانون اساسی قسم خوردهایم نباید این همه نادیده گرفتن قانون را تائید کنند تا مصوبه آنها به دست مجمع تشخیص نهایی شود. ایامی هم که بودجه در مجلس تصویب شد، دورههای دشواری بود. روزهایی شد که بیش از ۲۲ بار برای پیگیری هدفهایی که در اقتصاد داشتم تذکر دادم ولی حقیقتا به خودم اجازه ندادم که چون ممکن است از سوی کسی حمایت نشوم، تذکر ندهم. گذشته از اینها باید گفت که جنس مقاومت در مجلس با جنس مقاومت در اجرا تفاوت دارد