الزامات مديريت اولويت‌ها
تعيين و برنامه‌ريزي جهت پرداختن به اولويت‌ها و عملياتي كردن آنها به عنوان لكوموتيوهاي سازنده جامعه الگو، كاري خطير، حساس و توام با مرارت و دقت است و قاعدتا مديريتي هوشمند، سيستماتيك و داراي كياست را مي‌طلبد.

مديريتي كه هيچ‌گاه اهداف مندرج در مراحل مختلف پروسه طولاني بر پا شدن جامعه الگو را گم نكند و ضمن از سر راه برداشتن موانع و مشكلات ذهني و عيني، هم در سطح ملي و هم در گستره بين‌المللي، همواره تسريع در ساخت توام با صحت و قوام جامعه را منظور نظر داشته باشد و اين به معناي آن است كه در تعاملات با دوست و دشمن، در داخل و خارج از جغرافياي جامعه در دست ساخت، ضمن اتخاذ مواضع سازگار و قرين استحكام و داراي قابليت دفاع و در عين حال متناسب با شرايط و اوضاع طرفين مواجهه، همواره به اين نكته بينديشد كه قرار است با به ثمر رسيدن اولويت‌هاي سه‌گانه، يعني دست يازيدن به اقتصادي شكوفا كه در آن نيازهاي اساسي مردم تامين مي‌شود و نظام آموزشي و تعليمي متناسب با اين اقتصاد و همراه با حاكم شدن فضايي از اخلاق و معنويت و تهذيب در روابط انسان‌ها با يكديگر، مردم و كساني كه از درون جامعه يا از بيرون آن، به نحوه شكل‌گيري و كارآمدي اين جامعه واقف مي‌شوند، آن را براي خويش، الگو قرار داده و به ايجاد جامعه‌اي شبيه آن در اماكن ديگر اقدام كنند.

اين رسالت، يعني رسالت جامعه‌سازي، حكم مي‌كند كه جامعه و مديريت‌هاي آن، از درگير شدن با هر مقوله و مفهوم ديگري كه يا به ايجاد و تقويت و رونق گرفتن اين جامعه كمك نمي‌كند، يا به هر شكل و دليلي موجبات كندي، پژمردگي و شكست در تحقق اولويت‌هاي انتخابي را فراهم مي‌آورند تا آنجا كه ميسور است پرهيز نمايند و اين مديريتي حساس است و به كياست و آينده پژوهي و درايت بسيار نيازمند است. هيچ توجيهي ندارد كه در حالي‌كه براي پاگرفتن مراحل مختلف و در حال كمال جامعه الگو، پرداختن به بعضي از امور غير مرتبط با اين شرايط، مضر است يا خاصيتي ندارد يا كم‌خاصيت است با مشغول شدن به آنها، امكانات و فرصت و زمان انديشيدن به ارتقاي جامعه الگو را مضيق كنيم يا براي دشمنان عنود و كينه‌توز و مزاحم، فرصت و ميدان عرض اندام و مشغول كردن مديريت جامعه الگو، به اموري غير مرتبط با احداث اين جامعه را تدارك ديده و فراهم كنيم.

اين نكته‌اي بديهي است كه مفاهيم و آرمان‌ها و منويات اسلامي، از طريق تنوير افكار و اثبات كارآمدي خويش،‌ در عرصه‌هاي نظر و عمل، راه خود را به درون مرزها و دل‌هاي مشتاقان حقيقت و آزادگي مي‌گشايد و در اين رابطه چه بسا اخلاق و معنويت و آرامش ناشي از زندگي در جامعه‌اي كه ضمن برخورداري از رشد و رفاه اقتصادي، مردم آن متخلق به آداب اسلامي هم هستند، فوج فوج انسان‌ها را به جستن موقعيتي در سايه‌سار اين جامعه كه همان جامعه الگو است، هدايت مي‌كند.

بديهي است دشمنان آگاه در طراحي مشغول شدن مديريت‌هاي جامعه اسلامي در حال ساخت و ان‌شاءالله به صورت اسوه درآمدن به امور غير مرتبط و سپس ايراد تهمت و افترا به جامعه الگو و تخريب و شكل‌دهي ذهنيت منفي ديگران نسبت به جامعه‌اي كه الگو شدن را طراحي كرده و در حال ساخت آن است، ذره‌اي كوتاهي نمي‌كنند؛ اما مساله اصلي آن است كه مديريت جامعه در دام مقولات شيطنت‌آميز نيفتد و فرصت‌ها و امكانات خود را جز به احداث جامعه الگو نكشاند.اين سياست مديريتي، نافي پرداختن به مقولات ديگر جامعه در زمان خودش نيست؛ ليكن مي‌تواند با مهار دشمني‌ها و الگوسازي، مقاصد معطوف به تاخير در جامعه‌سازي را ناكام بگذارد.